سرخط خبرهای سازمان
در ضرورت اصلاحات جامعه محور با توجه به نقش احزاب| حامد عامری*

در ضرورت اصلاحات جامعه محور با توجه به نقش احزاب| حامد عامری*

بوی باران|اصلاحات در دو بُعد می‌تواند مورد توجه قرار گیرد. یکی بُعد اجتماعی و با محوریت آن و دیگری بُعد حاکمیتی با محوریتِ دولت. از اولی به اصلاحات از پایین و دومی اصلاحات از بالا نیز تعبیر شده است. یادداشت حاضر، با این مفروض اساسی نگاشته شده است که هیچ اصلاحاتی بدون توجه به هر دویِ این وجوه کامل و نهایی نخواهد بود، اما، بیش از هر چیز برای تثبیتِ آن و پایداریِ اصلاحات، که غایتِ آن در جامعۀ ما می‌تواند دموکراسیِ همراه با توسعۀ پایدار باشد، توجه به زیربناهای اصلاحات در جامعه و هماهنگیِ این زیربناها با با نقشه‌های اصلاحی، بسیار حائز اهمیت است.
در جامعۀ ایران از نزدیک دو سدۀ پیش بدین‌سو، نقشه‌های اصلاحی متعددی برای بهبود امور ادارۀ جامعه و حکومت انجام شده و در عین حال گروه‌های متعددی بیرون از حاکمیتِ سیاسی نیز داعیه‌های متفاوتی برای اصلاح‌طلبی داشته‌اند. از داعیه‌های چپ تا لیبرال و از داعیه‌های اسلامی افراطی تا اندیشه‌های دگراندیشانۀ مذهبی. اما نکتۀ مهمی که در این زمینه مورد توجه کمتری قرار کرفته است، اصلاح‌طلبی جامعه‌محور است. در جامعۀ متنوع ایران، از هر نظر، ایجاد یک انسجام اجتماعی و بعد سیاسی، شاید نخستین مسئله برای درکی متوازن از توسعه است. این را باید در نظر داشت که نمی‌توان برای جامعه‌ای با تنوع فکری و مذهبی و زبانی و اجتماعی مانند ایران برنامه‌ای اصلاحی تهیه کرد و به این تنوعات توجه ننمود. البته، باید توجه داشت که این کلمۀ «برنامه» خود، دارای بار معناییِ خاصی است، و باز پیش از هر طرح اصلاحی‌ای باید دانست که آیا اساساً می‌توان «برنامه»ای داشت؟ یا به دیگر سخن، باید «برنامه‌ها» برای نقشه‌های اصلاحی مد نظر داشت.
اصلاحات جامعه‌محور، بیش از هر چیز به نقش جامعه در پیش‌برد روندهای اصلاحی نظر دارد. در عصری که گروه‌های اجتماعی دارای اهمیت زیادی در کنش‌های سیاسی هستند و سازمان‌ها و نهادهای غیردولتی بیش از پیش قدرت گرفته‌اند، پهنۀ فعالیت‌های اصلاحی بیش از گذشته باز شده و اگر پیش از این، قدرت تنها در دستِ حاکمیتِ سیاسی قرار داشت، اکنون با توزیع بیش از پیش آن در سطح جامعه، روندهای اصلاحی نیز باید راهی متفاوت را در پیش گیرند. به این معنا که امرِ سیاسی، دیگر صرفاً متعلق به قدرتِ سیاسی نیست و قدرتِ سیاسی خود را در منایعی جدید نیز خواهد یافت. احزاب، به عنوانِ یکی از مهم‌ترین نهادهای سیاسی، که از قضا پایی در جامعه نیز دارند، یا باید داشته باشند، یکی از مهم‌ترین نهادها برای بسط اصلاحات جامعه‌محورند. احزاب، با بهره‌گیری از توان اجتماعیِ خود، که رابطۀ مستقیم با افراد و نهادهای اجتماعی است، به طور مؤثر راهی برای ارتباط اصلاح سیاسی با اصلاح اجتماعی خواهند داشت. توانِ اجتماعیِ احزاب البته، بیش از هر چیز در ارتباط مؤثر با جامعه، شناختِ آن و بهره‌گیری از توان‌مندی‌های هر جامعه خواهد بود. نمی‌توان انتظار بالانشینی از احزاب داشت و این را مد نظر قرار داد که این جامعه است که به سمت آن‌ها خواهد آمد، بلکه این احزاب هستند که در تماس با لایه‌های مختلف جامعه خود را با خواست‌های اجتماعی آشنا می‌کنند بعضاً تطبیق داده و راهِ اصلاحِ مشکلاتِ آن‌ها را با توجه به همین آشنایی خواهند یافت.
در این میان، باید در نظر داشت که توجه به جامعه، نه رفتن به سمت سیاست‌گذاری‌های عوام‌گرایانه، که بسیار ساده و شعاری و تقریباً پوچ است، که رفتن به سمت درکِ پیچیدگی‌هایِ هر جامعه، و در اینجا، جامعۀ ایران است. فهمِ پیچیدگی‌های اجتماعی، راهی سخت و باریک و ناهمواری است که در آن احزاب، باید با بهره‌گیری از تعامل با نخبگان جامعه، و جذب آن‌ها، راهِ مهمی را در «اعتمادسازی» برای ایجاد اصلاحات فراهم کنند. این «اعتمادسازی» یکی از کارکردهای ویژه‌ای است که احزاب با تثبیتِ خودشان در میانِ لایه‌های گوناگون اجتماعی، می‌توانند به طور وسیع‌تری در وادیِ اصلاحِ جامعه وارد شوند.
کوتاه‌سخن آنکه، احزاب، دیگر صرفاً نقش بازیگرانِ قدرتِ سیاسی را ندارند و اگر می‌خواهند نقش خود را در آیندۀ سیاست از دست ندهند، و به خصوص در نوعِ اصلاح‌طلبانۀ آن، نقشه‌های اصلاحیِ خود را پیش ببرند، باید جامعه را محوی اساسی برای اصلاح‌طلبیِ خود قرار داده و نقشِ خود را بر اساسِ محور بودنِ جامعه پیش برده و مطمح نظر قرار دهند.

*عضو دفترسیاسی سازمان عدالت و آزادی

در ضرورت اصلاحات جامعه محور با توجه به نقش احزاب| حامد عامری*

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا