سرخط خبرهای سازمان

سعید شریعتی: استراتژی اصلی اصلاح طلبان تشکیل مجلسی در جهت اهدافیست که مردم در انتخابات ۹۲ به آن رای دادند

اصلاح‌طلبان رفته‌رفته با نزدیک شدن به انتخابات مجلس اسفندماه آماده می‌شوند که در انتخابات این دوره شرکت کنند. به نظر می‌رسد که آنها تمایل دارند کرسی‌های زیادی را در مجلس به دست آورند اما این هدف آنها نیست. باید گفت آنها به این نتیجه رسیده‌اند که باید از دولت توسعه‌گرای اعتدالی فعلی تمام قد دفاع کنند و اگر مجلسی متشکل از اصلاح‌طلبان و اصولگرایان اعتدالی تشکیل شود تا روحانی بتواند با کمک این مجلس برنامه‌های خود را بهتر اجرا کند آن مجلس مورد تایید اصلاح‌طلبان خواهد بود، هرچند تعداد کاندیدای اصلاح‌طلب در این مجلس در اکثریت نباشند. از طرف دیگر دولت فعلی به دلیل مشکلات باقی مانده از دولت قبلی نمی‌تواند با سرعت مطلوبی حرکت کند، لذا برخی بر این عقیده‌اند نباید تمام و کمال پای این دولت ایستاد تا اگردولت نتوانست موفقیتی به دست آورد پای جریان اصلاحات نوشته نشود ولی در مقابل برخی عقیده دارند این دولت موضوعیت دارد و باید پای آن ایستادگی کرد. در این رابطه «آرمان» با سعید شریعتی، فعال سیاسی اصلاح‌طلب به گفت‌وگو پرداخته است، که در ادامه می‌خوانید:
 استراتژی اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس برای ورود حداکثری به مجلس چیست؟
اصلاح‌طلبان در هر شراطی آمادگی لازم را دارند که در انتخابات شرکت کنند لذا استراتژی اصلی اصلاح‌طلب‌ها تشکیل مجلسی است که در جهت برنامه‌ها و اهدافی که مردم در انتخابات ۹۲ به آن برنامه‌ها رای دادند با دولت همراهی و همدلی کنند. هدف از شرکت اصلاح‌طلبان در انتخابات پیشرو به وجود آوردن مجلسی پویا و کارآمد است. برای اصلاح‌طلبان فرقی ندارد که کرسی‌های این مجلس صرفا در دست هم‌حزبی‌هایشان باشد، مهم ایجاد یک مجلس کارآمد است. همچنین برای اصلاح‌طلبان تفاوتی ندارد که در اصلاح‌طلبی و اصولگرایی مجلس آینده چه میزان باشد مهم برای ما این است که مجلسی روی کار بیاید که در مجموع در مسیر تامین خواسته‌های دولت برای رسیدن به برنامه و اهدافی که آقای روحانی به عنوان برنامه عمل اعلام کرده است باشد. دولت موظف است که به آن برنامه‌های وعده داده شده عمل کند. مجلس آینده باید هماهنگ با دولت باشد. متاسفانه مجلس نهم این همراهی را با دولت نداشته است، زیرا اکثریت نمایندگان مجلس موافق برنامه‌هایی که رئیس‌جمهور با ارائه آنها توانست رای اخد کند نیستند. اصلاح‌طلبان به دنبال این موضوع هستند که مجلس از این اکثریت خالی شود تا دولت بتواند برنامه‌های خود را جلو ببرد. برنامه‌های آقای روحانی در رقابت ریاست‌جمهوری کاملا روشن است. برنامه‌های آقای روحانی صددرصد اصلاح‌طلبانه به معنی آنچه جریانات اصلی اصلاحات خواستار آن هستند نیست. برنامه دولت یک برنامه میانه‌روانه است که تا این لحظه توانسته اجماع بسیاری از نیروهای سیاسی از اصلاح‌طلب تا اصولگرا را با خود به همراه داشته باشد و مردم هم با اکثریت قابل توجهی به این برنامه رای دادند. می‌توان گفت استراتژی اصلاح‌طلبان تداوم مسیر انتخابات ۹۲ است و در یک جمله استراتژی اصلاحات یک ائتلاف حداکثری برای تشکیل مجلسی حداقلی است.
 چرا اصلاح‌طلبان راسخ هستند که از دولت به صورت دولت کامل حمایت کنند؟
 تشکیل چنین دولت میانه‌رویی برای اصلاح‌طلبان موضوعیت دارد حتی اگر این دولت هیچ کاری در عمل انجام نداده باشد. تفکر غالب بر این دولت را باید با دولت قبل مقایسه کرد. تشکیل یک دولت توسعه‌گرای میانه‌رو بسیار مهم است. اینکه تا چه اندازه دولت توانسته به وعده‌های خود عمل کند و تا چه اندازه توانسته برنامه‌های خود را پیش ببرد، طریقت دولت است. می‌توان دولت را نقد کرد که در یک حوزه ضعیف عمل کرده یا در فلان حوزه قوی عمل کرده یا با موانعی روبه‌رو بوده یا اینکه شعارهای بیش از حد توان خود داده است اما اصل موضوع وجود چنین دولتی است. ما باید کماکان از دولت حمایت کنیم، زیرا دولت کماکان برقرار است و باید به پیشبرد برنامه‌های آن کمک کرد. اصل، حمایت از دولت میانه‌رو و توسعه‌گرای فعلی است که مدنظر اصلاح‌طلبان است. به نظر می‌رسد دولت، دولت موفقی است زیرا این دولت اقتصاد، فرهنگ، وضعیت اجتماعی و… را در شرایط منفی تحویل گرفت و برای اینکه در برخی ازحوزه‌ها به صفر برسد راه زیادی برای پیمودن باقی است. اقتصاد با رکود منفی شش به این دولت تحویل شده و امسال بعد از دو سال کار دولت رشد اقتصادی به صفر رسیده است. به هر حال تا رشد هشت درصد فاصله زیادی هست. در واقع از منفی به صفر رساندن اقتصاد اقدام مثبتی است.
 دولت توسعه‌گرای میانه‌رو می‌تواند زمینه‌ساز به وجود آمدن یک دولت اصلاح‌طلب باشد؟
 این موضوع کاملا به اندیشه‌های سیاسی گروه‌ها و احزاب بستگی دارد. به نظر من جریان اصلاحات یک جریان پویاست و هر روز باید خود را به روز کند. طبعا جریان اصلاحات بعد از دولت اعتدالی توسعه‌گرای آقای هاشمی با دولت اصلاحات بعد از دولت اعتدالگرای دولت روحانی لزوما یکی نیست. لزوما مطالبات مردم هم با مطالبات سال ۷۶ یکی نیست. لذا جریان اصلاحات هم باید روزآمد شود. قاطبه مردم یک زندگی مبتنی بر نرم‌های معمول جهانی البته با هنجار‌ها و باور‌های و اعتقادات فرهنگی خود را می‌خواهند. جامعه ایران می‌خواهد با حرکت جهانی به سمت توسعه و پیشرفت هماهنگ و همراه باشد. هر کس این فهم مردم را درک کند می‌تواند در دل جامعه نفوذ داشته باشد و رای بگیرد و اداره دولت را در اختیار بگیرد. لذا به نظر می‌رسد اصلاح‌طلبان این ویژگی و فهم را دارند تا مطالبات ملی را برآورده کنند. به‌یقین اصلاح‌طلب‌ها اصلی‌ترین گزینه برای تداوم جریان توسعه‌گرای اعتدالی هستند.
 اصلاح‌طلب‌ها با طرز تفکر ۷۶ تا۸۴ چه تاثیری از جریان اعتدال حاکم بر جامعه خواهند گرفت؟
 اصلاح‌طلب‌ها طیفی از نیروهای سیاسی هستند و اگر محوریت آنها یعنی رئیس دولت اصلاحات را شاقول اصلاحات بدانیم وی از سال ۷۶ تا حال حاضر براساس یک مقیاس خاص حرکت کرده؛ نه تند و نه کند حرکت کرده است و همواره با یک مشی و منش میانه‌روانه برنامه‌های اصلاحی را تعریف کرده‌اند. به نظر من تجربیاتی که در چند سال گذشته به وجود آمد تقریبا قاطبه اصلاح‌طلبان را به این رسانده که باید سقف مطالبات خود را پایین‌تر بیاورند. باید مطالبات را به گونه‌ای مطرح کرد که برآورد منطقی در فضای عینی سیاسی داشته باشد.
 رسیدن به این سطح از مطالبات در فضای عینی سیاسی چگونه عملی می‌شود و آیا تعامل و گفت‌وگو در این عرصه کارگشاست؟
گفت‌وگو به این معنی نیست که لزوما دونفر پشت میز بنشینند و با یکدیگر گفت‌وگو کنند. گفت‌وگو یک فرایند و پروژه اجتماعی، سیاسی و فرهنگی است. زمانی که جریان اصلاحات پذیرفته سطح مطالبات را پایین بیاورد و فضای سیاسی موجود را درک کند این یعنی اصلاح‌طلبان حاضر به گفت‌وگو هستند. گفت‌وگو یعنی اینکه من حرف خود را می‌زنم اما حاضر هستم از حرف‌هایم کوتاه بیایم و به نقطه مشترک برسم. اصلاح‌طلبان همواره به دنبال دفاع از گفت‌وگو بوده‌اند ولی در عمل تا یاد بگیریم که ماهیت گفت‌وگو چیست زمان می‌برد و هزینه‌بر است. ولی الان فهمیده‌ایم که باید هماهنگ با فضای سیاسی حرکت کنیم و آرام‌آرام به عقب برگردیم تا برداشتن گام‌های هماهنگ و همسو را تجربه کنیم.این گامی است که ما برداشته‌ایم و این نشان‌دهنده این است که ما می‌خواهیم با منطق گفت‌وگو جلو برویم وگرنه مدل انتخابات مجلس هفتم هم می‌تواند پیش رو باشد ولی اصلا چیزی مثل اعتراض و تحصن در پیش روی اصلاح‌طلبان وجود ندارد.
 پایین آمدن سقف مطالبات اصلاحات براساس چه معیاری صورت گرفته است؟
شاقول اصلاحات رئیس جریان اصلاحات است. ایشان هیچ‌گاه از یک مدار خاص جدا نشده‌اند و تندروی نداشته‌اند اما عده‌ای از دوستان اصلاح‌طلب که صاحب رسانه بودند مطالباتی را مطرح کردند که سقف مطالبات بود و لزوما مطالبات همه جامعه نبود. ما توانسیتم نشان دهیم که از آن مطالبات دیگر نمایندگی نخواهیم کرد. سقف مطالبان ما در جایی بسته می‌شود که اکثریت مردم خواستار آن هستند.
  سقف مطالبات مردم چیست؟
 سقف مطالبات مردم در حال حاضر اعتدال و توسعه و عدم انزوای بین‌المللی و حاکمیت قانون در کشور است؛ یعنی توسعه پایدار و پیشرفت خواست مردم است و این مطالبات از طرف اصلاح‌طلبان پیگیری می‌شود. فکر می‌کنیم الگو‌های دیگر این موارد را نمی‌خواهند. الگو‌هایی وجود دارند که تقابل را می‌طلبند و نمی‌پذیرند که باید عضوی از جامعه جهانی باشیم.
  آیا بدنه اصلاحات دهم خواسته‌ای معقول یافته است؟
اگر هرم جمعیت‌شناسی ایران را بررسی کنیم، در سال ۷۶ که اوج جمعیت متولدان سال‌های ۶۱ و ۶۲ تازه به سن رای رسیده بودند، به همین نسبت جامعه دارای اکثریتی بین ۱۶ تا ۲۵ سال بود. یک جامعه پر از شور و هیجان نشاط جامعه، فعالان سیاسی و اجتماعی را به سمت مطالبات حداکثری حرکت می‌داد ولی آن اکثریت در حال حاضربه سن ۳۴ و ۳۵ یعنی سن تفکر و تعقل و ملاحظه‌کاری رسیده است. لذا می‌توان ادعا کرد که به همین میزان جامعه عقلانی شده است یعنی به همین مقدار که جامعه هیجانی دهه ۷۰ را داشتیم الان آن جامعه به سن میانسالی و عقلانی رسیده است و الان اگر آن حرف‌ها تکرار شود پذیرایی ندارد. بسیاری از دوستانی که به رئیس دولت اصلاحات اعتراض داشتند که کندروی می‌کند امروز به خوبی از روحانی حمایت می‌کنند و سرعت روحانی را مطلوب می‌دانند و این نشان‌دهنده حرکت دموکراسی جمعیتی در ایران است. امروز ممکن است سقف مطالبات گذشته مطرح شود ولی جامعه همراهی نمی‌کند لذا ما باید خود را با نرم و متوسط جامعه همراهی کنیم، زیرا به همین نسبت مطالبات عقلانی شده و صبر برای رسیدن به نتیجه بیشتر شده است.
  آینده جریان اصلاحات را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
جریان اصلاحات گفتمان بزرگی است که نگاه آن پیگیر مطالبات جامعه نوگرا، توسعه‌طلبی و صلح‌طلبی است. اگر همه‌چیز بر روال خود باشد از مسیر‌هایی که به وسیله مردم مطرح می‌شود اصلاحات به قدرت می‌رسد. هر کسی هم بخواهد رای بیاورد، باید به این گفتمان نزدیک باشد. خواست اکثریت مردم این است و این به معنی این نیست که سایر جریانات فکری پایگاه ندارند ولی اغلب مردم ایران این‌گونه هستند. مجلس باید کانون منازعه سیاسی باشد. رقابت احزاب در دنیا در پارلمان صورت می‌گیرد و تبدیل به قانون مورد توافق همه می‌شود، لذا نباید طوری در راهیابی نیروهای سیاسی به مجلس سخت گرفت که کانون منازعات سیاسی از مجلس خارج شود و مجلس را با سخت‌گیری از راس امور به تحت امور آورد. نباید طوری رفتار کرد که نیروهای سیاسی در خارج از مجلس مشاجره کنند. اگر در مجلس راه برای اصلاح‌طلب‌ها باز باشد به‌یقین اصلاح‌طلبان پایه اصلی مجلس خواهند شد.

 

منبع: روزنامه آرمان/ احسان اسقایی

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا