سرخط خبرهای سازمان

جعفر توفیقی: تشکل دانشجوییِ مخالف نظام نداریم

یکی از وعده‌های انتخاباتی حسن روحانی، پیش از انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۹۲، دورکردن فضای امنیتی از دانشگاه‌ها و بازگرداندن پویایی و نشاط به فضای آموزش عالی بود. همگان به‌خوبی می‌دانند کانون و ریشه انقلاب اسلامی، جنبش دانشجویی و تشکل‌های دانشجویی بود، اما چندین‌سال است جنبش دانشجویی و در کنار آن تشکل‌های دانشجویی رونق گذشته را ندارند. در دولت قبل فشار زیادی بر دانشجویان، اساتید و تشکل‌های دانشجویی وارد شد، به‌طوری‌که اگر همین مسیر ادامه پیدا می‌کرد فقط دانشجویان و استادان هم‌سو با دولت می‌توانستند در دانشگاه حضور داشته باشند و دانشگاه از حالت نهادی عمومی خارج می‌شد. دکتر جعفر توفیقی، وزیر پیشین علوم و کسی که در دو سال گذشته چندماهی سرپرست وزارت علوم، تحقیقات و فناوری دولت یازدهم را برعهده داشت، می‌گوید: «دولت یازدهم تلاشش را انجام می‌دهد، اما فضای دانشگاه هنوز از حالت بسته خودش خارج نشده است». وی با دردست‌گرفتن سرپرستی وزارت علوم و به‌دنبال نامه‌های فراوان تشکل‌های دانشجویی و شکل‌گیری کمپین‌های مجازی، ضمن دادن وعده بازگشت تعداد زیادی از دانشجویان و اساتید اخراجی، تعدادی از رؤسای دانشگاه‌های کشور را که حواشی داشتند، تغییر داد. پیشینه او در دولت اصلاحات و اقداماتش در دولت روحانی موجب محبوبیت گسترده وی بین دانشجویان شد تا جایی‌که در تالار علامه‌امینی دانشگاه تهران در ۲۲ مهر ۹۲، صدازدن نام توفیقی به‌وسیله مجری برنامه برای ایراد سخنرانی با تشویق پرشور و ممتد حاضران در سالن همراه شد. حالا به مناسبت ۱۶ آذر و روز دانشجو روزنامه وقایع اتفاقیه با دکتر جعفر توفیقی به گفت‌وگو نشسته است.که در ادامه می‌خوانید:

جناب توفیقی چرا در دوره اصلاحات شاهد نشاط سیاسی بیشتر دانشگاه‌ها و فعال‌بودن تشکل‌های دانشجویی بودیم، اما امروز تشکل‌های دانشجویی شاهد نشاط گذشته نیستند؟ 
طبیعتا به‌دلیل تفکری که در دولت اصلاحات بر فضای دانشگاه‌ها و محیط‌های علمی حاکم بود ما شاهد نشاط سیاسی بیشتر تشکل‌های دانشجویی بودیم. پیرامون تأثیرگذاری عملکرد دولت در ایجاد نشاط سیاسی در دانشگاه‌ها می‌توانیم به مباحثی اشاره کنیم که رئیس دولت اصلاحات درباره توسعه سیاسی، جامعه مدنی و ضرورت آن طرح و پیگیری می‌کردند. طرح این مباحث بر سیاست‌های وزارت علوم درباره تشکل‌های سیاسی تأثیر به‌سزایی داشت. همین امر موجب شده بود که وزارت علوم تمام سعی و تلاشش را برای تقویت و حمایت تشکل‌های دانشجویی به کار می‌بست. ازسوی دیگر نشاط سیاسی در دانشگاه‌ها موجب شده بود تمامی افکار و اندیشه‌های سیاسی در دانشگاه فعال شوند و سیاست وزارت علوم ایجاد فضای باز برای طرح مسائل سیاسی، فرهنگی و علمی در دانشگاه بود. اگر بخواهیم دوره اصلاحات را با گذشته مقایسه کنیم، بی‌گمان در یک مقایسه کلی متوجه خواهیم شد، فضای امنیتی و حراستی دوران قبل از اصلاحات جای خودش را به فضای امن و نشاط سیاسی داده بود. اگر در یک قضاوت بی‌طرفانه بخواهم شرایط آن روز را به تصویر بکشم، می‌توانم ادعا کنم شرایط برای ارائه اندیشه‌ها و تضارب آرا در دانشگاه‌ها فراهم بود و این سیاست‌ها مورد حمایت وزارت علوم و دولت بود. به‌همین‌دلیل می‌توانم ادعا کنم که دوران اصلاحات، سرآغاز رونق سیاسی، فرهنگی و اجتماعی  تشکل‌های دانشجویی بود.
چرا در سال‌های بعد این نشاط سیاسی در دانشگاه‌ها وجود نداشت و حتی امروز هم این شرایط وجود ندارد؟ 
در دولت‌های بعد نگاه به دانشگاه و فعالیت‌های دانشجویی تغییر کرد. یک جریانی برخلاف جریان سیاسی دوران اصلاحات بر دانشگاه‌ها حاکم شد که حکایت از انزوای فعالیت‌های دانشجویی و طبیعتا تشکل‌ها داشت. به جرئت می‌توانم بگویم دوران پس از اصلاحات؛ دوران حاکمیت تک‌صدایی در دانشگاه‌ها بود، بنابراین به‌تدریج فعالیت‌های دانشجویی از رونقی که در دوران اصلاحات پیدا کرده بود، فاصله گرفت و حتی محدود به تعدادی از تشکل‌ها و انجمن‌های دولت ساخته یا خاص و محدود شد. این رفتار تا جایی با تشکل‌های دانشجویی مستقل ادامه پیدا کرد که اساسا می‌توانم بگویم حیات بسیاری از تشکل‌های دانشجویی خاتمه پیدا کرد و فقط برخی تشکل‌ها که نماینده اکثریت دانشجویان هم نبودند، مجال فعالیت داشتند و به جرئت می‌توانم بگویم نوع برخورد مدیران وزارت علوم و دیگر نهادها با تشکل‌های دانشجویی به‌گونه‌ای بود که اساسا تشکل‌های دانشجویی فروپاشیدند یا منحل شدند.
چرا دولت قبل چندان با تشکل‌های دانشجویی همراهی نداشت و حضور آنها را نمی‌پذیرفت؟ 
نوع نگاه افراد حاضر در دولت و برخی نهادها به‌گونه‌ای بود که جنس فعالیت‌های دانشجویی را قبول نداشت یا آن را به‌عنوان یک خطر امنیتی تلقی می‌کرد. حاکم‌شدن نوعی نگاه امنیتی در وزارت علوم و دانشگاه‌ها موجب تعطیلی تشکل‌های دانشجویی و انفعال دانشجویان شد.
در دولت یازدهم قرار بود فضای سیاسی باز شود، اما در یک قضاوت کلی شاهد نشاط دوران اصلاحات در این دوره نیستیم. فکر می‌کنید دلیل این اتفاق چیست؟ 
بعد از تجربه تلخ مدیریت دانشگاه‌ها و فضای دانشجویی، دولت یازدهم بر سر کار آمد و مجددا شعارهایی شبیه به دوران اصلاحات در دانشگاه‌ها داده شد. دولت وعده داد که فضای امنیتی دانشگاه‌ها از میان برود. آنچه در وزارت علوم دولت یازدهم بر آن تأکید می‌شود، حرکت به‌سمت چند‌صدایی و ایجاد فرصت برای تشکل‌های دانشجویی با افکار و اندیشه‌های مختلف است. آزادی بیان، آزادی اندیشه و عقیده کلید‌واژه‌هایی بود که در دولت یازدهم از آن استفاده می‌شد. شخص آقای روحانی هم هر سال در این زمینه سخنان بسیارخوبی را بیان می‌کنند. با شروع دولت یازدهم و بیان دیدگاه‌های دولت یازدهم درباره دانشگاه‌ها، فضای شور و نشاطی در دانشگاه‌ها شکل گرفت. البته قدم‌هایی هم برداشته شد. منتهی  برداشتن این قدم‌ها برای ایجاد نشاط سیاسی، بسیار کند و آهسته پیش می‌رود.
دلیل این تحرک کند و بی‌نشاط چیست؟ 
به‌دلیل‌اینکه ‌آن‌طورکه دولت یازدهم مد‌نظرش بود، فضای دانشگاه‌ها از حالت بسته خودش خارج نشده است. به‌هرحال دولت یازدهم تلاش خودش را انجام می‌دهد، اما فضای دانشگاه‌ها به‌کندی تغییر می‌کند. هنوز جریان‌هایی بر این باورند که باید فضای فعالیت‌های دانشجویی و تشکلی محدود شود. به‌هر‌حال دولت برای ایجاد تغییر در فضای دانشگاه با مخالفت‌هایی روبروست و این‌طور نیست که دولت بتواند به‌سرعت و به‌تنهایی تمام خواسته‌های خودش را در مسائل دانشگاه دنبال کند. در کم‌بودن  فضای بانشاط دانشگاهی باید به این نکته توجه داشت که دانشجویان در هشت سال گذشته یک تجربه تلخ را پشت‌سر گذاشته‌اند. نوع برخوردی که با دانشجویان و تشکل‌ها انجام شد، باعث دلسردی دانشجویان امروز است. یک‌سری از تشکل‌ها منحل یا لغو مجوز شد، بنابراین برای رسیدن به فضای دوران اصلاحات ما نیاز داریم تا این روند تغییر ادامه پیدا کند تا دانشجویان و فعالان دانشجویی به مسئولان اعتماد کنند. به‌هرحال بازیابی اعتماد گذشته دانشجویان نیازمند گذشت زمان است. دو‌سال‌ونیم از فعالیت دولت یازدهم می‌گذرد، این در حالی است که بسیاری از تشکل‌های دوران اصلاحات هنوز مجوز نگرفته و یا به‌تازگی به‌دنبال اخذ مجوز هستند. به‌نظر من برای رسیدن به فضای دوران اصلاحات نیازمند فرصت و زمان کافی هستیم تا فضای گذشته بازسازی شود و تشکل‌های دانشجویی دوباره بتوانند خودشان را سازماندهی و بازسازی کنند، بنابراین من با شما موافقم اگر ما بخواهیم یک مقایسه کلی داشته باشیم، بی‌تردید تا رسیدن به فضای دانشگاه‌ها در دوران اصلاحات زمان زیادی باقی مانده است. اگر بخواهیم یک مقایسه کلی داشته باشیم هنوز به نشاط سیاسی دوران اصلاحات نرسیده‌ایم.
 پیش از انقلاب تا به امروز آیا ما چیزی به عنوان جنبش دانشجویی داشته‌ایم یا خیر؟ 
شاید ما در دوران پس از انقلاب اسلامی نتوانیم از لفظ جنبش دانشجویی استفاده کنیم. بیش از هر‌چیز جنبش دانشجویی به دوران مبارزات سیاسی پیش از انقلاب تعلق داشت و حرکت‌های دانشجویی پس از انقلاب را نمی‌توان جنبش دانشجویی نامید. در دوران سیاسی پس از انقلاب تشکل‌های سیاسی عمدتا هم‌سو با نظام و دولت‌ها بودند.
یعنی شما حرکت تشکل‌های دانشجویی را در حمایت از حاکمیت یا دولت خلاصه می‌کنید؟ 
خیر؛ منظورم درواقع اعلام حمایت از مواضع نظام و درعین‌حال نقد سیاست‌های دولت بوده است. به‌معنای درست‌تر من این نقدها را نوعی حمایت تلقی می‌کنم. منظورم این است که در دوران پس از انقلاب اسلامی تشکل‌های دانشجویی سعی کردند، خودشان را درون نظام تعریف کنند، این در حالی بود که جنبش‌های دانشجویی پیش از انقلاب خودشان را بیرون نظام حاکم و در تضاد و مخالفت با آن تعریف می‌کردند. البته این هم‌سویی تشکل‌ها پس از انقلاب اسلامی به‌معنای نقد‌نکردن دولت‌ها و مطالبه‌گری نبوده است، اما به‌طور کلی من معتقدم ما در دوران پس از انقلاب جنبش دانشجویی نداشتیم.
چقدر زمان می‌برد تا تشکل‌های دانشجویی به وضعیت سابق خود برسند و به اصطلاح نشاط سیاسی به دانشگاه بازگردد؟ دولت باید چه کاری انجام دهد؟ 
بخشی از کار احیا و بازیابی فضای مثبت دانشگاه و تشکل‌های دانشجویی برعهده دولت است که طبعا دولت یازدهم در این جهت حرکت کرده است. منتهی باید شتاب حرکت دولت به‌سمت تغییر فضای دانشگاه تندتر از این باشد. همچنین برای بهبود هرچه بیشتر فضای دانشگاه لازم است، تمام قوای کشور با یکدیگر هماهنگ و همراه نقش ایفا کنند تا بتوانند این فضا را سریع‌تر به‌سمت نشاط سیاسی و پیشرفت دانشگاه حرکت دهند. به‌نظر من برای ازمیان‌بردن فضای حراستی ایجاد‌شده در دولت قبل که حاصل تفکرات غلط بود، نیازمند اراده قوای مختلف و نهادهایی هستیم که امروز در فضای دانشگاه حضور دارند. طبیعتا هرچقدر در میان نهادهای فعال در دانشگاه اختلاف‌نظر باشد یا نیروهای تأثیرگذار و بازیگرهای مختلف دیدگاه‌های متفاوتی داشته باشند، دیرتر به هدف می‌رسیم. بنابراین برای بهترشدن وضع دانشگاه‌ها نیازمند اراده جمعی هستیم.
شما گفتید، دولت در جهت احیای تشکل‌های دانشجویی اقدام می‌کند. آیا این جمله به‌معنای دولتی‌شدن تشکل‌های دانشجویی نیست؟ 
دولت قبلی تلاش کرد، تشکل‌های مد‌نظر خودش را ایجاد و تقویت کند. ویژگی تشکل‌های دانشجویی استقلال‌شان است. اگر بخواهند به دولت وابسته شوند، به احزاب و گروه‌های سیاسی وابسته تبدیل می‌شوند. بنابراین ویژگی فعالیت‌های دانشجویی این است که مستقل باشند و بتوانند آزادانه نظر خود را مطرح کنند، بنابراین دولتی اینکه بخواهد تلاش کند تشکل‌های دانشجویی را هم‌سو با خودش ایجاد کند یا اینکه تشکل‌های منتقد را تضعیف کند، کار درستی انجام نداده است. اگر تشکل دانشجویی به دولت وابسته باشد، از ماهیت خودش خارج می‌شود. خوشبختانه در دولت یازدهم من چنین حرکتی را نمی‌بینم، معتقدم دولت تاکنون فعالیتی برای وابسته‌کردن تشکل‌های دانشجویی انجام نداده است و برعکس معتقدم دولت یازدهم اعتقاد به استقلال دانشگاه‌ها دارد و در طول دوسال‌ونیم گذشته دراین‌راستا حرکت کرده است. همگان به‌درستی می‌دانند که تشکل‌های دانشجویی برای اینکه بتوانند در جهت اهداف خود حرکت کنند، نیازمند استقلال هستند و درغیر‌این‌صورت کارکرد خود را از دست می‌دهند.

منبع: روزنامه وقایع اتفاقه/ سعید سیف

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا