سرخط خبرهای سازمان

نعمت احمدی: منعی برای حضور زنان در خبرگان نیست

مجلس خبرگان و وظایف آن در قانون اساسی در چند روز گذشته مورد بحث بزرگان عالم سیاست در ایران قرار گرفته است. ریاست قوه قضائیه حضرت آیت‌ا… آملی لاریجانی تاکید دارند که قانون اساسی ایران به هیچ‌وجه اجازه نظارت بر عملکرد رهبر انقلاب را نمی‌دهد. بحث دیگر این روزها مساله احراز اجتهاد است. برخی بر این باورند که اگر اجتهاد کسی توسط مراجع والامقام اعطا شده باشد آن فرد مجتهد است و در غیر این صورت اگر کسی ادعای اجتهاد داشته باشد لازم است ادعای خود را به اثبات برساند و در امتحان اجتهاد شرکت کند. برای بررسی این مطالب «آرمان» با دکتر نعمت احمدی، حقوقدان به گفت‌وگو پرداخته است که در ادامه می‌خوانید:

جایگاه مجلس خبرگان رهبری در قانون اساسی چیست؟

فصل هشتم قانون اساسی ذیل عنوان رهبر یا شورای رهبری اصول ۱۰۷ و۱۰۸ آن مربوط به خبرگان است و در اصل ۱۱۱ نیز نحوه تعیین رهبر به وسیله خبرگان آورده شده است. لذا در قانون اساسی جز مواد فوق، قانونی درباره خبرگان نداریم تا به آن قانون رجوع کنیم زیرا خبرگان رهبری قانون مربوط به خود را دارد و به عبارتی قانون عادی خبرگان را خود خبرگان می‌نویسد و قوانین اداری آن نزد خودشان است و جایی به چاپ نمی‌رسد. در اصل ۱۰۷ قانون اساسی آورده شده است: پس از مرجع عالیقدر تقلید و رهبر کبیر انقلاب جهانی اسلام و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت آیت‌ا… ‏العظمی امام خمینی «قدس سره‏الشریف» که از طرف اکثریت قاطع مردم به مرجعیت و رهبری شناخته و پذیرفته شدند، تعیین رهبر به عهده خبرگان منتخب مردم است. خبرگان رهبری درباره همه فقهای واجد شرایط مذکور در اصول پنجم و یکصد و نهم بررسی و مشورت می‌کنند. هرگاه یکی از آنان را اعلم به احکام و موضوعات فقهی یا مسائل سیاسی و اجتماعی یا دارای مقبولیت عامه یا واجد برجستگی خاص در یکی از صفات مذکور در اصل یکصد و نهم تشخیص دهند او را به رهبری انتخاب می‌کنند و در غیر این صورت یکی از آنان را به عنوان رهبر انتخاب و معرفی می‌نمایند. رهبر منتخب خبرگان، ولایت امر و همه مسئولیت‏های ناشی از آن را بر عهده خواهد داشت. در اصل ۱۰۸ نیز آورده شده: قانون مربوط به تعداد و شرایط خبرگان، کیفیت انتخاب آنها و آیین‌نامه داخلی جلسات آنان برای نخستین دوره باید به وسیله فقهای نخستین شورای نگهبان تهیه و با اکثریت آرای آنان تصویب شود و به تصویب نهایی رهبر انقلاب برسد. از آن پس هرگونه تغییر و تجدید نظر در این قانون و تصویب سایر مقررات مربوط به وظایف خبرگان در صلاحیت خود آنان است. همچنین در اصل ۱۱۱ آمده است: هرگاه رهبر از انجام وظایف قانونی خود ناتوان شود، یا فاقد یکی از شرایط مذکور در اصول پنجم و یکصد و نهم شود، یا معلوم شود از آغاز فاقد بعضی از شرایط بوده است، از مقام خود بر کنار خواهد شد. تشخیص این امر به عهده خبرگان مذکور در اصل یکصد وهشتم است.

چه کسانی نیاز به امتحان اجتهاد دارند و چه کسانی نیازی به این مورد ندارند؟

این مورد یکی از بحث‌های روز جامعه است. کسانی که درجه اجتهاد آنها احراز شده نیازی به تایید صلاحیت ندارند. برای مثال آیت‌ا… جوادی آملی یا آیت‌ا… حسن‌زاده یا سایر علمای عظام اگر کاندیدا شوند نیازی به احراز صلاحیت ندارند ولی اگر شخص جوانی کاندیدا شود باید امتحان بدهد و ایرادی هم وجود ندارد، ولی اینکه چه کسی نیاز به امتحان دارد و چه کسی نیاز به امتحان ندارد، مشخص نیست؛ زیرا ما یک آیین‌نامه اجرایی قابل استناد در این مورد نداریم، یعنی اگر امروز اعلام شود که یک روحانی باید صلاحیتش احراز شود و یک روحانی نیازی به احراز صلاحیت ندارد، مشخص نیست که بر اساس کدام قانون و آیین‌نامه رفتار می‌شود. برای نمونه در مجلس سوم خبرگان، آقای مجید انصاری از تهران کاندیدا شدند و اعلام شد ایشان نیازی به امتحان ندارند و رای هم آورده و عضو خبرگان شدند ولی در دوره چهارم به‌رغم اینکه ایشان عضو خبرگان بود اعلام کردند که باید امتحان بدهند و واقعا مشخص نیست کسی که یا با امتحان یا بدون امتحان به درجه اجتهاد رسیده و حالا مجتهد است، چرا مجددا باید امتحان اجتهاد بدهد.

آیا زنان هم بر اساس قانون می‌توانند در صورت احراز اجتهاد در انتخابات خبرگان رهبری کاندیدا شوند؟

در چهار دوره گذشته مسبوق به سابقه نبوده است که زن مجتهده‌ای مورد تایید صلاحیت قرار گیرد. بانوانی که تا به امروز برای خبرگان رهبری ثبت‌نام کرده‌اند رد صلاحیت خواهند شد. رد صلاحیت آنها احتمالا از باب علمی نیست. بلکه رد صلاحیت احتمالا از باب‌های دیگر صورت خواهد گرفت. در هیچ جای قانون اساسی نیامده که خبرگان باید مرد باشد و جنسیت نیز برای خبرگان در قانون مطرح نیست و منعی هم برای حضور زنان وجود ندارد و اگر به تاریخ هم مراجعه کنیم بنت الهدی صدر مجتهد بودند لذا من بر این اعتقاد هستم رسیدن بانوان به درجه اجتهاد در حوزه وجود دارد و منعی برای ورود زنان به خبرگان وجود ندارد ولی از نظر تاریخی اشکالی وجود دارد که تا به امروز در تمامی مجالس خبرگان زنان مجتهده اسم‌نویسی کرده‌اند ولی هیچ کدام مورد تایید صلاحیت قرار نگرفته‌اند.

عدم تایید صلاحیت بانوان در خبرگان به خاطر مساله رجل سیاسی بوده است؟

رد صلاحیت بانوان به دلیل مساله اجتهاد یا رجل سیاسی نبوده و دلیل آن اعلام عمومی نشده است. در قانون اساسی تنها برای رئیس‌جمهور از واژه رجل سیاسی استفاده شده و حقوقدانان رجال را هم مرد و هم زن می‌دانند. از این حیث منعی برای ورود زنان به خبرگان وجود ندارد.

چگونه یک شخص می‌تواند به درجه اجتهاد برسد و این درجه چگونه احراز می‌شود؟

اجتهاد به گونه‌ای است که زمانی که یک شخص دروس حوزوی را می‌خواند و سه مرحله مقدمات، سطح و خارج را پشت سر می‌گذارد و وارد درس خارج می‌شود به درجه اجتهاد رسیده است. البته قانونی وجود دارد که در مجلس دوم یا سوم به تصویب رسیده است که براساس قانون مدارک تحصیلی معادل‌سازی می‌شود. براساس این قانون مدارک حوزوی با مدارک دانشگاهی انطباق داده می‌شود، کسی که مقدمات را تمام کرده باشد معادل دیپلم و کسی که سطح را تمام کرده باشد دارای مدرک معادل کارشناسی و شخصی که درس خارج را پشت سر گذاشته باشد مدرک تحصیلی وی معادل دکتراست. کسانی که در انتخابات خبرگان شرکت می‌کنند و دارای مدارک دانشگاهی دکترا هستند از نظر این قانون مجتهد هستند. لذا از منظر قانونی و قانون معادل‌سازی کسی که به درجه دکترا رسیده باشد، مجتهد محسوب می‌شود.

رئیس قوه قضائیه گفته‌اند که مبنای قانونی برای نظارت خبرگان بر رهبری وجود ندارد، گویا قانون اساسی هم بر این نکته تاکید دارد؟

من کاملا با نظر ریاست محترم قوه قضائیه موافق هستم. در اصول قانون اساسی این مورد وجود ندارد. دو نوع نظارت وجود دارد، یکی نظارت بر عملکرد و دیگری نظارت بر بقای شرایط است. در قانون اساسی مطلبی وجود ندارد که بتوان نظارت بر عملکرد رهبری را از آن استنباط کرد. در اصل ۱۱۱ آمده است: هرگاه رهبر از انجام وظایف قانونی خود ناتوان شود… لذا از نظر اصولی، قانون بر نظارت بر بقای شرایط تاکید می‌کند، یعنی شرایط لازم را داشته باشد و به تعبیر اصل ۱۰۹شرایط و صفات رهبر: شامل۱- صلاحیت علمى لازم براى افتاء در ابواب مختلف فقه. ۲- عدالت و تقواى لازم براى رهبرى امت اسلام.
۳- بینش صحیح سیاسى و اجتماعى، تدبیر، شجاعت، مدیریت و قدرت کافى براى رهبرى. این موارد است که خبرگان در زمان تعیین احراز می‌کند اما از لحظه‌ای که رهبر تعیین شد هیچ‌گونه نظارتی به لحاظ قانونی وجود ندارد. قانون می‌گوید اگر رهبر از انجام وظایف خود ناتوان شود و این یعنی نظارت بر بقای شرایط است، لذا هیچ‌گونه نظارتی بر عملکرد براساس قانون اساسی وجود ندارد و رویه سابق از زمان حضرت امام و در طول سال‌های گذشته درباره مقام معظم رهبری و بر اساس چهار دوره خبرگان تمامی مشخص می‌کند نظارت بر بقای شرایط بوده نه بر عملکرد. لذا قانون اساسی این اجازه را به خبرگان نداده است و رئیس قوه قضائیه درست می‌گوید و بر اساس متن قانون اساسی است.

ورود سید حسن خمینی و مساله اجتهاد ایشان که این روز‌ها مورد بحث رسانه‌های مختلف است را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

من به عنوان یک حقوقدان و ایشان به عنوان یک مجتهد به مباحثه نشسته‌ایم. من چند سال پیش به ایشان گفتم ‌ای کاش شما مستقل از اسم پربرکت امام (ره) می‌توانستید فعالیت کنید، زیرا حاج حسن آقا به شخصه یکی از نوابغ حوزه علمیه هستند. حاج حسن آقا انسان کاملا استثنائی هستند و همان عنوانی که آیت‌ا… هاشمی به ایشان دادند «علامه» برازنده وی است. حاج حسن آقا زبان انگلیسی را به حد اکمل می‌دانند، در حدی که تصور می‌شود در یک کشور انگلیسی‌زبان حضور داشته‌اند. به زبان عربی تسلط کامل دارند و دانش تاریخی ایشان به حد اکمل است و من به عنوان یک دکتر تاریخ گواهی می‌کنم حاج حسن آقا از اکثر دکتراهای امروز تاریخ اسلام مسلط‌تر هستند، از نظر فقهی نیز با توجه به تاکیدی که ایشان از مراجعه و بزرگان حوزه علمیه گرفته‌اند یک مجتهد هستند. اگر امتحانی در حوزه زبان، تاریخ فقه و اصول و علوم حوزوی از حاج حسن آقا گرفته شود ایشان شاگرد اول خواهند شد و ایشان در حال حاضر درس خارج می‌دهند.

اگر کسی درس‌خارج از فقه داده باشد مجتهد است؟

روحانیون عموما بعد از رسیدن به درجات علمی درس خارج را می‌خوانند ولی بین کسانی که درس خارج می‌خوانند با کسانی که درس خارج تدریس می‌کنند تفاوت وجود دارد. درس خارج توانمندی بسیاری می‌خواهد. درس خارج با حضور طلبه‌هایی که عموما درسطوح بالای علمی برخوردارند برگزار می‌شود و بحث به صورت آزاد است و باید دانش کافی داشت تا بتوان به تدریس خارج مشغول بود، کافی است در این درس اندکی تعلل کنی یا توان درس دادن مبحث را نداشته باشی. جلسه بعد شاگردانت را از دست خواهی داد. حوزه جایی نیست که بتوان با روابط مجتهد شد، تنها جایی که اجتهاد در مبنا کشف است، حوزه است. کسی نتوانسته است در طول چند صد سال گذشته در حوزه نفوذ کند و حوزه مستقل است، زیرا جامعیتی که باید هر فردی داشته باشد نیاز به بلوغ و استدلال دارد. در گذشته شیخ مرتضی انصاری در سن ۲۰سالگی به اجتهاد رسید، آیت‌ا… مرعشی نجفی هم در سن بیست و چند سالگی به اجتهاد رسید. حاج حسن آقا هم از افرادی هستند که این نبوغ را داشته‌اند و مجتهد هستند. 

منبع: روزنامه آرمان/ احسان اسقایی

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا