سرخط خبرهای سازمان

عارف سپهری: آمایش استراتژی رسیدن به توسعه است

بوی باران| نابودی بسیاری از منابع طبیعی، آلودگی محیط زیست و به خطر افتادن امکان حیات بر روی کره زمین به عنوان یگانه زیستگاه انسان و همچنین نا کارآمدی بسیاری از طر حهای توسعه که یکی از نتایج اجرای آنها تخریب منابع طبیعی و اثرات زیانبار بر محیط زیست بوده است، جوامع بشری را به سوی طر ح توسعه پایدار سوق داده است. با توجه به اینکه یکی از دالیل شکست طر حهای اجرا شده، عدم لحاظ هماهنگی ابعاد مختلف توسعه و بهخصوص پیامدهای زیست محیطی آن است، با توجه به کارکردهای آمایش سرزمین از جمله ۱( هماهنگی بین انسان، فعالیت و عرصههای طبیعی و ساماندهی و نظامبخشی به فضای طبیعی، اجتماعی و اقتصادی در سطح منطقه، ۲(مکانیابی برای فعالیتهای مشخص و۳(شناسایی فعالیتهای متناسب و مناسب برای مکانهای مشخص و نیز ۴( فراهم کردن زمینه ایجاد تناسب بین استقرار جمعیت، پتانسیل و توان زیستی هر منطقه، لازم و ضروری به نظر میرسد که برای دستیابی به توسعه پایدار همانا غایت اصلی تمام برنامه هاست، مطالعات آمایش سرزمین سر لوحه تدوین هر برنامه قرار گیرد. همچنین نتایج بهرهگیری از آمایش سرزمین، مانند کاهش هدررفت منابع طبیعی، استفاده بهینه از نهاده ها و پتانسیلهای مناطق، لحاظ کردن پتانسیلهای هر منطقه در برنامهریزی برای کاربری، امکان دستیابی به پایداری زیست محیطی، اجتماعی و اقتصادی، استقرار مکانهای تولیدی با کمترین تاثیر منفی و تخریبی بر محیط زیست و کاهش تهدیدات منابع طبیعی و زیست محیطی، آن را به ضرورتی بدیهی، الزامی و غیر قابلانکار برای وصول به توسعه پایدار تبدیل میکند. موضوع بسیار مهم سند آمایش سرزمین در فرآیند توسعه در گفتوگوی اصفهان زیبا با عارف سپهری وا کاوی شد. عارف سپهری، کارشناس ارشد مهندسی کشاورزی، پژوهشگر کشاورزی، محیط زیست و توسعه پایدار و فعال مدنی است.

Sepehri_Resized

در آغاز باید بدانیم، آمایش سرزمین به چه معناست؟
آمایش سرزمین یک استراتژی برای رسیدن به توسعه ای است که عادلاته تر و انسانی تر باشد. زمین مهد کلیه فعالیت های تولیدی و اجتماعی بشر است بر زمین است که کشاورزی جان می گیرد، صنعت برپا می شود و تمام کنش ها و واکنش های زیستی روی آن شکل می گیرد پس تعادل نسبی میان زمین و شیوه بهره برداری از آن ضرورت دارد. زمین منبع نامحدود و بیکرانی نیست بلکه محدود است و آسیب پذیر اما اگر سودمندی های آن درست مدیریت شود، قابل تجدید است و در بازه ای طولانی چندین نسل می توانند از آن بهره ببرند. پس از برداشت های بی رویه انسان از منابع کره زمین از قرن بیستم به این سو، انسان دچار شوک تازه ای شد تغییرات برق آسای انسانی در کره زمین بحران های زیست محیطی پدید آورد که نسل بشر را با چالش های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و روانی مواجه کرد. از این جا به بعد عقیده ای شکل گرفت و انسان ابزارساز به نکته مهمی پی برد و آن این که اگر می خواهد با صرفه تر و طولانی تر از مواهب سرزمینی بهره برداری کند، باید در یک چارچوب برنامه ریزی شده دست به فعالیت بزند.

فی الواقع آمایش سرزمین، پدیده جدیدی است که از تلفیق دانش های گوناگون شکل گرفته است؟
به طورکلی “اقتصاد”، “جغرافیا” و “جامعه شناسی” با تمام زیر شاخه هایشان، مدیریت آمایش سرزمین را شکل می دهند. دستاورد این سه دانش تنظیم فعالیت انسان در محیط زیست است به گونه ای که هم فشار کم تری به اکوسیستم وارد شود، هم شاخص های کیفیت زندگی و عدالت اجتماعی در زیست بشری ارتقا یابد و هم بقای نسل بشر به مخاطره نیافتد لذا آمایش سرزمین را می توانیم پدیده ای توسعه گرا، اعتدالگرا و ترمیم گرا بدانیم که استراتژی انسان برای بقا روی زمین است.

آیا سند آمایش سرزمین در استان اصفهان تدوین شده است؟
باید عرض کنم که تاکنون سیاست گذاری ها در کشور ما منطقه ای نبوده است. برای توزیع سرمایه و خدمات، تصمیماتی در مرکز و برای تمام مناطق گرفته می شده است. هیچ کدام از استان های ایران نیز برای آمایش سرزمین برنامه مخصوص به خودی نداشتند تا مبنای توسعه مناطق قرار گیرد. جدیدا –در سال گذشته- سند آمایش استان اصفهان تدوین شد که گویا نخستین سند آمایشی در میان استان های کشور به شمار می رود. تاریخ تدوین این سند نیز خود نکته ای است که معلوم می کند، تصمیماتی که تاکنون برای استان های کشور گرفته شده قابلیت ها و امکانات سرزمین را در نظر نگرفته اند. چندین دهه به امید توسعه یافتگی سیاست گذاری کرده ایم ولی توزیع امکانات و فعالیت هایمان با ظرفیت های سرزمینی متناسب نبوده است مثلا صنعت فولاد به دلیل مصرف بالای آب و آلودگی هوا متناسب منطقه اصفهان نیست در حالی که سواحل دریای عمان دارای برخی مزیت های سرزمینی نسبت به استان اصفهان است ولی پایین بودن سرمایه گذاری در سطوح زیربنایی و صنعتی در آن منطقه، پایین بودن تراکم جمعیتی آن جا را نیز سبب شده است. نگرش آمایشی به دنبال توسعه متوازن و پخش کردن فعالیت در گستره جغرافیایی می گردد. عدم توسعه متوازن در نقاط مختلف سرزمین در کوتاه مدت باعث می شود هزینه فعالیت های اقتصادی بالاتر باشد و در بلند مدت برخی چالش های اجتماعی و امنیتی را برای یک کشور رقم بزند. همکنون بیش از هشتاد و نه درصد از جمعیت کشور ما در چهل و پنج درصد پهنه سرزمینی و حدود ده درصد بقیه در پنجاه و پنج درصد سرزمین مان زندگی می کنند. توزیع سرمایه گذاری های زیر بنایی همچون گسترش بزرگراه ها و مراکز تولیدی و خدماتی نیز در استان ها متوازن نبوده است.

از نگاه کارشناسان توجه نکردن به موضوع امایش سرزمین در فرایند توسعه عامل بروز مشکلات زیست محیطی فراوان در استان اصفهان شده است. تحلیل شما از این موضوع چیست؟
همان طورکه عرض کردم، در توسعه اصفهان به مزایای سرزمینی توجه نشده است. محورهای توسعه استان اصفهان تاکنون براساس صنعت و کشاورزی بوده به طوری که ده درصد بخش صنعت کشور در این استان مستقر شده است. البته روشن شده است که اصفهان ظرفیت گسترش این دو محور را نداشته است. محدودیت منابع آبی باعث شده تا برای چندین سال آب به تالاب گاوخونی نرسد و شاهد بحران بزرگ زیست محیطی در شرق اصفهان باشیم. حدیث مکرر است گفتن که ریزگردهای سمی منطقه مرکزی سرزمین برای اهالی ایران مخاطره آمیز است. با این حال هنوز در اصفهان محصولاتی کشت می شود که نیاز آبی بالایی دارند البته مسئولیت این چالش را نمی توان به گردن کشاورز انداخت چراکه اولا راه دیگری برای تامین معیشتش ندارد و دوما سیستم توزیع محصولات کشاورزی آن قدر خلاء دارد که ممکن است بین قیمتی که کشاورز محصولش را می فروشد تا قیمتی که مصرف کننده شهری پس از چند واسطه همان محصول را می خرد، چهار، پنج برابر اختلاف باشد لذا کشاورز ما ناگزیر است، چاه دویست و پنجاه متری بزند و بیش از توان اکولوژیک سرزمین مصرف کند تا چرخ زندگی اش بچرخد. آلودگی هوا نیز در اقلیم اصفهان مخاطره آمیزتر از نواحی ساحلی است. هوای خشک و سرد اصفهان در زمستان قابلیت چندانی برای بازچرخانی هوا و تعدیل آلودگی ندارد لذا مخاطرات آلاینده های صنعتی در اصفهان بالاتر است. البته این نکته را نباید از نظر دور داشت که هر مرحله ای از توسعه و فعالیت حاکمیتی، نگاه سرزمینی خودش را دارد بالتبع استراتژی دوران جنگ با صلح و استراتژی توسعه صنعتی با پساصنعتی و… متفاوت است.

چه زمان می توان گفت طرح های آمایشی در استان ثمر داده است؟
آمایش، ابزار توسعه پایدار است و دستاورد توسعه پایدار، رونق اقتصادی، رفع فقر و محرومیت ها، عدالت اجتماعی، نظام اجتماعی برابری گرا و مشارکت پذیر، ارتقای شاخص های کیفیت زندگی، افزایش فرصت های شغلی که کاذب نیستند و به درد توسعه کشور می خورند و البته عدالت میان نسل ها جهت برخورداری نسل های آینده از این نعمات می باشد. اگر راهبردی به این اهداف نرسد پس دستاوردی هم نداشته است. مدیریت داشته ها هویت آمایش است به این معنا که مدیران باید خصوصیات بالقوه انسانی و محیطی سرزمین را بالفعل درآورند تا در معرض بهره های اقتصادی و اجتماعی قرار گیرند. اصفهان دارای مزیت های فرهنگی-هنری منحصر به فردی در جهان است لذا همان طورکه در سند آمایشی نیز به آن اشاره شده است، این استان باید بر محورهای گردشگری، هنری و علمی توسعه یابد. شاید روزی که اصفهان مهم ترین مراکز پژوهشی-آموزشی در حوزه های هنری، معتبرترین گالری ها و جشنواره های هنری، بیش ترین حجم سرمایه گذاری و کارآفرینی در حوزه گردشگری را در کشور داشته باشد، توسعه شهریش در تداخل با بافت و هویت تاریخی-فرهنگی اش قرار نگیرد و البته زاینده رودش نیز به عنوان مهم ترین هویت ارگانیکش احیا شود، بتوانیم بگوییم طرح های آمایشی ثمر داده است.

و موانع موجود بر سر این موضوع؟
آمایش یک “مساله” نیز هست چراکه چارچوب های رایج زندگی جوامع را تغییر می دهد و متحول می کند. جوامع، جوانبی به هم پیچیده و به هم پیوسته دارند که می توانند ضد و نقیض باشند مثلا میان توسعه شهری و تفرجگاه ها، میراث فرهنگی و انواع آلودگی ها، میان فعالیت های اقتصادی و حفظ منابع زیستی توازن برقرار نکرده ایم. آمایش تلفیقی از دانش ها است کارشناسان رشته های مختلف برنامه ریزی اجتماعی، جمعیت شناسی، اقتصاد، معماری، کشاورزی، جغرافیا، مدیریت، علوم اخلاقی، قضایی و… باید بر سر سیاست های توزیعی در مناطق مختلف کشور گفتگو کنند در حالی که ما دهه ها است دچار معضل “حذف گفتگو” هستیم. سال ها است در سرزمین مان سدسازها سد ساخته اند، شهرسازها توسعه سازه ای داده اند، صنعت گران کارخانه زده اند، بهره برداران چاه زده اند بدون این که با ذینفعان محیط زیست گفتگو کرده باشند یا دستاورد کارشان از منظر علوم انسانی بررسی شود. ما مسایل سرزمینی را کوچک کرده ایم و سایر تفکرات را به نفع تفکر فن سالاری و مهندسی (تکنوکراسی) حذف کرده ایم. نتیجه این که صدای کودکان، سالمندان و… به عنوان ذینفعان این سرزمین شنیده نشد قانون گذار ما نیز به مسایل سرزمینی چندان توجهی نداشته است. ذهنیت ما نیز یک مانع بوده است موضوع توسعه تنها بحث مهندسان و بروکرات ها شد در حالی که جامعه شناسان، علمای علوم انسانی و اخلاق نیز باید نظریه پردازان مدل های توسعه ای باشند. تغییر محورهای اساسی توسعه یک سرزمین محتمل است که به تحول در سبک تولید یا اشتغال و معیشت مردم منجر شود در هرصورت برای جا به جایی به وضعیت مطلوب از پرداخت هزینه عمومی برکنار نیستیم که با داشتن سرمایه اجتماعی قوی و نقش آفرینی نخبگان این همراهی همگانی، شدنی است.

منبع: اصفهان زیبا

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا