سرخط خبرهای سازمان

نظامیان، انتخابات و جوامع در حال گذار | مهدی مقدری

مهدی مقدری _ دبیرکل سازمان عدالت و آزادی | برای درک انگیزه حضور نظامیان در روند انتخابات کشورها معمولا انگیزه های واقعی در پس پرده قرار دارد و آنچه از آن به عنوان انگیزه های حضور افراد نظامی در رقابت های انتخاباتی مطرح می شود در واقع شعارهای غیر واقعی است .

در اکثر زمانها نظامیان علت حضور خود در رقابت های سیاسی از جمله انتخابات را حمایت و دفاع از منافع عمومی و امنیت ملی اعلام می دارند و با ترسیم اوضاع خطرناک که منافع ملی را تهدید می کند، در صدد حمایت مردمی و مشروعیت دموکراتیک هستند. در حالی که در پشت شعار حمایت از شهروندان و رفع بی عدالتی، همواره حمایت از منافع بخشی از نیروها و گروه های سیاسی نهفته است .

تجربه زمامداری نظامیان نشانگر آن است که به قدرت رسیدن آنها در مناصب حکومتی نه تنها مسکنی کوتاه مدت برای مشکلات جامعه نیست، بلکه نوسازی اقتصادی و سیاسی نیازمند سیاستمدارانی است که بر اساس اصول دموکراتیک برنامه های توسعه را پیش می برند. نظامیان قادر نیستند که نقش قدرتی مشروع برای به دست گرفتن حکومت را ایفا کنند و از قدرتمداری خود نیز سابقه خوبی بر جای نگذاشتند. نظامیان در اکثر کشورها یکی از عوامل حضور خود برای رقابت های انتخاباتی را مبارزه با فساد در جامعه و رونق اقتصادی اعلام می کنند و معتقدند که قادرند تا در برابر فساد و مشکلات جامعه همانند سدّی عمل نمایند که مانع از پیشروی این بحران ها است. غافل از آنکه حضور نظامیان در سیاست به جای کاهش فساد، تنها می توانند آن را پنهان کرده و به هیچ وجه قادر به اندیشیدن تدبیری برای اجرای سیاست های سالم اقتصادی نیستند. به علاوه، هر جا که نظامیان بر مسند قدرت بوده اند، سابقه نقض حقوق بشر نیز به وضوح مشاهده می شود، سابقه ای که دیگر شهروندان آن را بر نمی تاباند. اما سوالی که در این جا مطرح می شود این است که در رژیم های در حال گذار چه اتفاقی رخ می دهد که نظامیان به خود اجازه می دهند تا در رقابت های سیاسی گام گذارند و با وجود پایگاه اجتماعی ضعیفی که دارند، حاضر شوند خود را در مقام یک سیاستمدار ببینند؟

واقعیت این است که در فرآیند دموکراتیکِ کشورهای در حال گذار، گاهاً شرایط حسرت برای روی کار آمدن دولت های اقتدارگرا که در راس آن نظامیان حاکم هستند، مقدمات روی کار آمدن چهره های نظامی را تقویت می کند. این دریغ و حسرت که یک واکنش احساسی است نخستین گام برای بازگشت به جای اول است. در واقع شوق و ذوقِ زود گذر برای دموکراتیک شدن جامعه به مرور زمان جای خود را به رنجهایِ دوران گذار به دموکراسی می دهد و ذهنیتی ایجاد می شود که چنانچه یک چهره مقتدر در راس کار قرار گیرد، آشفتگی ها را پایان خواهد داد؛ غافل از این که سرخوردگی و انتظارات که دموکراسی ایجاد کرده مبنای ثبات و تحکیم دموکراتیک است. به عبارت دیگر، دموکراسی وقتی تحکیم می یابد که مردم درک کنند که دموکراسی راه حلی برای دفع ظلم و بی عدالتی است نه رفع تمام مشکلات جامعه. البته مساله ای که در اینجا سبب روی کار آمدن نظامیان در چنین وضعیتی می باشد این است که نیروهای سیاسی که هواداران حضور نظامیان محسوب می شوند، در واقع مخالفان حق حاکمیت شهروندان هستند که با منفی انگاشتن و نابسامان جلوه دادن فرآیند دموکراسی شدن، درصدد کسب قدرت و بازگشت اقتدارگرایی می باشند.

در پایان باید گفت که هرگاه شهروندان از ناکامی های دولت های دموکراتیک دلسرد می شوند و واکنش های ضد اصلاحی را در پیش می گیرند و می پندارند که رفتارهای دموکراتیک اصلاح طلبان دیگر کارآیی ندارد، رهبران سیاسی اقتدارگرا از فرصت بهره برده و با انگیزه کسب قدرت، به دنبال آلترناتیو اقتدارگرایی می روند تا چنان وانمود کنند که می توانند نابسامانی مملکت را درمان نمایند.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا