سرخط خبرهای سازمان

درباره فیلم فروشنده؛ یادداشتی از حامد اکبری گندمانی*

کارگردان در مواجهه با متن، با دستگاه واژگان منظمی سر و کار دارد که کلمه و جمله از اجزاء اصلی آن هستند و دیالوگ را سامان می بخشند. پس، دیالوگ مهم ترین ابزار است که در دست کارگردان می تواند به کمک آن و در هماهنگی با دیگر عناصر، وارد دنیای متن شود، تا نسبت به اجزای دیگر آن شناخت پیدا کند و نهایتا به اجرای آن اثر برسد{ اصغر فرهادی، پایان نامه کارشناسی ارشد« مواجهه کارگردان با دیالوگ با نگره ویژه بر آثار رئالیستی و سیستم استانیسلاوسکی»}
وقتی به صفحه روزنامه ها و سایت ها نگاه می کنیم، قتل های ناموسی را یکی از قتل های رایج در کشور می یابیم. قتل هایی که نقش یک عنصر به نام« ناموس» در آن بسیار قوی است. چرا که در عرف ما در کنار شرف می آید و همین قتل هایی با این شیوه را در بسیاری از موارد به بخشی از وجدان جامعه تبدیل می کند و قضاوت در مورد آن، بر پایه عواملی همانند آبرو و متکی به تائید دیگران است. پس از اینکه  فیلم فروشنده را بعد از مدتی طولانی تهیه نمودم، به منظور جبران دیر تهیه کردن آن، دوبار و هر بار با دقتی خاص به گونه ای که صحنه به صحنه آنرا در ذهن مرور کردم و دیالوگ به دیالوگ در فکر فرو رفتم، بر آن شدم که یادداشتی کوتاه و درقالب چند نکته به رشته تحریر در آورم، که شرح آن از قرار ذیل می باشد:
۱_رفتارهای روزمره انسان ها در طول  روز، به خوبی بیانگر سطح فرهنگ آن هاست. گاه ممکن است با فعل،عدم فعل، حرف و نوع نگاهمان در تاکسی، مترو و اتوبوس با دیگران باعث لطمه روحی و روانی به آن ها شویم. طبعا نمی توان گفت این نوع رفتارها در میان همه افراد جامعه وجود دارد اما از آنجا که متغیر«درصد» مهم ترین معیار سنجش در علوم انسانی می باشد، باید دید، درصد افرادی که در جامعه به چنین کارهایی را انجام می دهند در مقابل افرادی که از انجام چنین کارهایی امتناع می ورزند، چقدر است؟( بنگرید به دیالوگ عماد با دانش آموزش که هیچ زنی بی دلیل در تاکسی از جنس مخالف، شکوه نمی کند، قطعا تجربه ای بد در این زمینه منجر به قضاوت شده).
۲_در بستر فیلم، چهره آسیب زننده یا مرد متجاوز، برابر کلیشه های ذهنی ما، یک چهره بزهکار نیست، بلکه او فردی کاملا عادی است که هیچ بیماری جنسی در او مشاهده نمی شود و دارای هیچگونه ایدئولوژی جرمی نیست و درپاسخ به عماد وقتی از او می پرسد چرا وارد حمام شده؟ خیلی عادی و البته نادمانه پاسخ می دهد، وسوسه شدم. در واقع، کارگردان به شکلی ظریفانه در حال بیان این مهم است که همه بزهکاران افرادی با درجه هوشی بسیار بالا نیستند و استعداد تجاوز تا به چه حد زیر پوست جامعه است( بنگرید به اتفاقی که در تاکسی برای عماد افتاد).
۳_شخصیت مرد متجاوز، کاراکتری دور از ذهن به لحاظ سنی ترسیم شده است. در واقع، کارگردان با علم به اینکه درصد بالایی از آسیب های جنسی از جانب افرادی است که متأهل اند و روسپی های متأهل یا مطلقه از روسپی های مجرد بیشترست، همچنان که میزان عدم تعهد زناشویی در میان مردان بیشتر است، در بخش هایی از سکانس های فیلم، در حال ارسال امواج هشدار به جامعه است.
۴_کارگردان سه آسیب« تجاوز، عدم تعهد زناشویی و روسپیگری» را در فیلم به تصویر همگان می گذارد و از دیدگاهی جامعه شناسه، هم آسیب زننده( پیرمرد و زندگی او) را بررسی می کند، هم آسیب دیده( زنی که مورد تجاوز قرار گرفته و زندگی وی با همسرش) را و هم، بستر آسیب یعنی روسپیگری و زن روسپی را به دقت مورد بررسی قرار می دهد.

۵_عماد، در تئاتر نقش پیرمرد متجاوز را به نوعی بازی می کند که غرور ویلی می شکند، رابطه اش با زن روسپی باعث رسوایی او نزد فرزندش می شود، غرور و شخصیت وی خرد شده و در آخر به دلیل مشکلات و بی رحمی روزگار دست به خودکشی می زند. اما دریغ از ذره ای هم ذات پنداری از سوی عماد‌. عمق فاجعه را در هم زمانی خوابیدن عماد در هنگام بازی در نقش ویلی در تابوت و محبوس کردن پیرمرد در اتاق توسط او در می یابیم.
۶_ مخالفت رعنا با عماد، برخلاف تصور عده ای در این نیست که این مرد را ببخش چون خطایی مرتکب نشده است، حتی وقتی در لحظات پایانی فیلم که مرد متجاوز می خواهد از خانه خارج شود و خطاب به رعنا به او می گوید ببخشید، رعنا جواب او را نمی دهد چون مشخص است که او را نبخشیده است. رعنا، معتقد به گذشتن از متجاوز نیست بلکه او مخالف این است که آبروی وی نزد خانواده اش برود. در واقع او مخالف انتقام گرفتن به جای مجازات کردن یک شخص است.

در پایان، برای درک این موضوع که  « فروشنده» در منظر تحلیل گران سایر کشورها چگونه جلوه و نمود پیدا کرده است، بخشی از تحلیل مجله گاردین به نوشته «پیتر بردشاو» به مترجمی «عبدالرضا سلیمی» را خواهیم خواند:
«  محض فیلم سازی اصغر فرهادی این فیلم را بسیار تماشایی کرده است. در صحنه ای عماد که خسته است در کلاس به خواب فرو می رود و در حالی که در حال خرناس کردن است، بچه ها گستاخانه برای گرفتن سلفی دور او جمع می شوند. تنها فیلم سازی با اعتماد به نفس و جسارت های فرهادی می تواند در فیلمش فضایی برای ذره ای کمدی به این بی پروایی پیدا کند. فروشنده، درامی خوش ساخت و ارزشمند است».

*دانشجوی کارشناسی حقوق

آنچه در یادداشت ها و مقالات وارده و منتشر شده در بوی باران می آید موضع و نظر بوی باران و سازمان عدالت و آزادی ایران اسلامی نیست؛ مواضع سازمان عدالت و آزادی در قالب بیانیه های رسمی و با امضای یکی از ارکان اصلی حزب منتشر می شوند.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا