سرخط خبرهای سازمان

بیم ها و امیدها از دولت تدبیر و امید در گفت و گو با قائم مقام سازمان عدالت و آزادی ایران اسلامی

توسعه سیاسی مورد علاقه و اهتمام این دولت نیست و توسعه سیاسی و تحزب امری زینتی تلقی می گردد | در بعد آزادی های اجتماعی نیز فضای روانی بهتری نسبت به گذشته ایجاد شده است | عقب نشینی در برابر تندروها موجب ضعف و انحطاط دولت و فاصله گرفتن مردم از آن خواهد شد | مدیران دیگر در برج عاج نیستند که تصمیمات ذهنی و انتزاعی بگیرند.

اختصاصی بوی باران | این روزها تقریباً بخش عمده ای از اظهار نظرهای در عرصه عمومی سیاست ایران به سیاست ها و رفتار دولت تمرکز دارد. هر چند ارزیابی از اقدامات دولت دکتر حسن روحانی در این مدت کوتاه امکان پذیر نیست و باید فرصت بیشتری به رییس جمهور و کابینه ایشان داد، لیکن؛ بررسی سیاست های کلان  مورد نظر دولت و نقد و بررسی آن از اهمیت ویژه ای برخوردار است. این موضوع از آنجا اهمیت دارد که چنانچه دولت یازدهم از مسیر شعارها و برنامه ها منحرف شود باید با نقد سازنده مانع از این مساله شد چراکه با توجه به خطاهای دولت پیشین، فرصت آزمون و خطا وجود نداشته و مردم منتظر عملیاتی شدن شعارهای تغییر خواهند بود. این رویکرد برای احزاب حامی رییس جمهور در دوره انتخابات اهمیت دوچندانی دارد. مواجه روزمره کنشگران حزبی با عموم مردم فرصت مغتنمی برای بیان دلسوزانه و انتقاد سازنده ایجاد می کند که دولت باید از آن استقبال کند. از این رو، به سراغ قائم مقام و سخنگوی سازمان عدالت و آزادی ایران اسلامی از احزاب اصلاح طلب رفتیم تا در یک نگاه اجمالی به بررسی سیاست های دولت تدبیر و امید بپردازیم. محمدرضا بزمشاهی از بنیان گذاران سازمان در هجده سال گذشته بوده و هم اکنون علاوه بر عضویت در شورای مرکزی حزب، به عنوان قائم مقام و سخنگوی سازمان عدالت و آزادی ایران اسلامی نیز محسوب می شود.

بزمشاهی در ارزیابی سیاست هاى دولت تدبیر و امید معتقد است این دولت شعارهای دولت اصلاحات را می دهد و به راه دولت سازندگی می رود و از این رو دست به مقایسه دو دولت سازندگی و اصلاحات می زند. وی خاطر نشان می سازد: البته این دولت نسبت به دولت های مذکور محاسن و معایبی دارد؛ شاکله فکری این دولت شاکله منسجمی است یعنی مجموعه فکری این دولت چندین سال با یکدیگر کار کرده و افکار منسجمی دارند. گرچه شخص آقای خاتمی از لحاظ فکری از همه نخبگان موجود در سیستم حکومتی کشور بالاتر بود و با آمدن او موج وسیعی از نخبگان وارد عرصه اجتماع شدند، ولی تیم فکری خاتمی تیم منسجمی نبود و تازه بعد از ورود به سیستم اجرائی سعی در پیدا کردن خویش بودند. وی می افزاید:  مثالی می زنم؛ تیم فکری آقای خاتمی مانند یک تیم فوتبال برگزیده از بهترین فوتبالیست ها بود که تازه با یکدیگر آشنا شده و منطق تیمی و تاکتیک تیمی مشخصی نداشتند، ولی تیم روحانی تیمی است که مدت زیادی است با یکدیگر کار کرده اند و با هم ارتباط خوبی دارند. البته باید اشاره کنم که همه این تفکرات عرضه شده از سوی تیم فکری دولت فعلی از سفره آقای خاتمی است و او بود که سطح مطالبات فکری جامعه را بالا برد. خود دکتر روحانی هم با دوران پیش از دوم خرداد قابل مقایسه نیست و این نشانه پویائی ذهن ایشان است. در این هشت سال هم فرصت خوبی بود که این جمع با مطالعه و نگاه به گذشته، خود را تئوریزه کند.

عضو شورای مرکزی سازمان معتقد است: عملکرد این تیم در عرصه سیاست خارجی قابل تقدیر است، در بعد اقتصاد هم اولاً تکلیف خود را با خودش مشخص کرده که به سوی یک اقتصاد لیبرال حرکت می کند و از این رو فرسایش درونی ندارد. تاکنون هم توانسته روند تخریب اقتصاد را مهار کند و پاره ای از سوء مدیریت های گذشته را جمع کند. ایشان خاطر نشان ساخت: سخنان زیبا و مستدل رئیس جمهور در مسائل مختلف فرهنگی و سیاسی نیز در بعد روانی به جامعه آرامش داده و مسیر حرکت جامعه را در بعدی سالم و رو به رشد تسهیل می نماید.

قائم مقام سازمان گفت: در بعد آزادی های اجتماعی نیز فضای روانی بهتری نسبت به گذشته ایجاد شده است. یکی از نقاط مثبت کابینه پاسخگوئی اعضای دولت است. حضور چند مسئول دولتی در شبکه های اجتماعی امری مبارک است که می تواند زمینه ساز ارتباط بیشتر آنان با جامعه و دور نماندن از فضای مخاطبان را ایجاد کند. به عبارت دیگر مدیران دیگر در برج عاج نیستند که تصمیمات ذهنی و انتزاعی بگیرند؛ ممکن است به نظرات خوانندگان پاسخ ندهند و لزومی هم ندارد به همه آنها پاسخ بدهند ولی از بازخورد سخنان و کارهای خود مطلع می شوند.

سخنگوی سازمان در ادامه به بیان برخی انتقادها از دولت پرداخت و اظهار داشت: به نظر می رسد مقوله توسعه سیاسی مورد علاقه و اهتمام این دولت نیست و توسعه سیاسی و تحزب امری زینتی تلقی می گردد؛ اگر بود و شد بد نیست و اگر هم نشد مشکلی نیست. انتخاب وزیر کشور و تکیه بر فعالیت های اقتصادی در استانها نماد عملی این تفکر است. بزمشاهی در ادامه افزود: یکی دیگر از مشکلات این دولت که البته ممکن است در آینده سر واکند ناهمگونی سیاسی ترکیب کابینه است. همانگونه که رئیس جمهور اشاره کرده است فراجناحی غیر از کابینه ائتلافی است. در کابینه ائتلافی سهم هر طیف ائتلاف مشخص است و جایگاه هر کدام از گروهها معین است، ولی در سیستم فراجناحی هیچ تعهدی به هیچ جناحی داده نمی شود و سهم هر جناح از یک تا ده وزیر متغیر است و بسته به معادلات سیاسی و تشخیص رئیس جمهور خواهد بود. وی بیان داشت: البته در شرایط عبور از بحران ممکن است این سیستم جواب دهد ولی در شرایط مطلوب بیشتر نگاه ابزاری به وزرا خواهد بود. در سیستم های پارلمانی سیستم فراجناحی مفهومی ندارد و فقط در سیستم های ریاستی می توان اینگونه عمل کرد، تنها موردی که به یاد دارم اقدام اوباما در ابقای رابرت گیتس وزیر دفاع دولت بوش در سمت خویش بود.

بزمشاهی یکی از بزرگترین مشکلات دولت در حال حاضر را انتخاب استانداران توصیف می کند و می افزاید: این موضوع به دغدغه بزرگ دولت تبدیل شده در حالی که در دولت اصلاحات آقای خاتمی از این دغدغه فارغ بود و وزیر کشور خود موضوع را اداره می کرد، به علت حضور فردی ناآشنا به صف آرائی های سیاسی در وزارت کشور، موضوع انتخاب استانداران به معضل جدی تبدیل شده است. بزمشاهی معتقد است: انتخاب فراجناحی و صرفا کاری وزرا همان گونه که در دولت سازندگی اتفاق افتاد موجب آن خواهد شد که وزرای کاری فقط به دنبال کار باشند و هر جا که زمینه کار بود به همانجا بروند و اگر زمانی احساس کردند که سیبل قدرت به طرف دیگری است چون عاشق کار هستند به همان سو خواهند رفت. وی تاکید کرد: دولت خاتمی با وجود انتقادهایی که به آن شد از لحاظ سیاسی یک انسجام حد اقلی داشت؛ به نحوی که اکثر وزرا در مواقع حساس به خاتمی وفادار بودند.

قائم مقام سازمان در بخش پایانی سخنان خود به موضوع تندروها اشاره کرد و  افزود: البته این دولت باید در نظر داشته باشد که اصلاحات اقتصادی و سیاست خارجی با واکنش و مخالفت رو به رو خواهد شد و در عرصه اجتماعی صحنه انتقام گیری آسیب دیدگان از این اصلاحات، مردم خواهند بود. این دولت چاره ای جز برخورد با تندروها و اخلالگران نخواهد داشت. ایشان ادامه داد: البته رئیس جمهور توانائی و قدرت مقابله با این گروه را دارد، چرا که برخورد وی در مسائل سیاسی مقتدرانه بوده و رودرواسی های بیش از حد را کنار گذاشته است. بزمشاهی تاکید کرد:عقب نشینی در برابر تندروها موجب ضعف و انحطاط دولت و فاصله گرفتن مردم از آن خواهد شد. هرچند اخلاق برای ما مهم است اما اخلاق در عرصه سیاسی با اخلاق فردی متفاوت است. اخلاق در عرصه سیاست دفاع از حقوق اکثریت مردم و احترام به حقوق اقلیت است. همچنین مهمترین اصل در اخلاق سیاسی مقابله با ظلم خشونت و قانون شکنی است.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا