سرخط خبرهای سازمان

آرایش اصولگرایان برای انتخابات مجلس دهم چگونه خواهد بود؟؛ “ائتلاف موقت” برای فرار از شکست دوم

اعتماد | اصولگرایان پس از گذشت ۴۷۵ روز از شکست در انتخابات ریاست‌جمهوری و در حالی که یک سال و نیم به انتخابات مجلس باقی مانده روز گذشته مانور انتخاباتی خود را تحت عنوان همایش وحدت و با سخنرانی آیت‌الله مصباح‌یزدی کلید زدند. برگزاری اولین همایش سراسری اصولگرایان در حالی است که اختلافات راهبردی – تاکتیکی در میان اضلاع موجود در این جناح اظهر من الشمس است و این اختلافات به حدی است که هیچ یک از نیروهای این جناح سیاسی دلیلی برای لاپوشانی و مخفی کردن این تضادها و واگرایی‌ها ندارند. اما برگزاری همین مانور انتخاباتی این سئوال را به اذهان متبادر می‌کند که اگر اصولگرایان بتوانند در مجتمع ۱۳ آبان [سفارت سابق امریکا] زیر یک سقف به وحدت برسند در انتخابات مجلس دهم و برای مبارزه انتخاباتی هم توانایی رسیدن به وحدت را دارند یا آنکه آیا راستگرایان سیاسی ایران در چنین همنشینی‌هایی، بیش از پیش به نامتجانس بودن منظومه‌های فکری یکدیگر پی برده و بر شکاف‌های موجودشان افزوده خواهد شد؟ یا آنکه با آگاهی از موقعیت اجتماعی‌شان، راهبرد جدیدی را برای تکرار آرایش مجلس نهم می‌آزمایند؟

برای پاسخ به این سوالات باید سابقه، ماهیت، هویت و ساحت ائتلاف‌های اصولگرایان را بررسی کرد. از سوی دیگر آنالیز شرایط سازمانی-فکری گروه‌های این جناح در یک سال و نیم باقی مانده تا انتخابات جهت تحلیل واقع‌بینانه ضرورت غیرقابل انکار است. با نیم‌نگاهی به ترکیب حاضر در همایش دیروز اصولگرایان می‌توان اصولگرایان را به سه گروه تقسیم کرد: تندرو، نواصولگرا و سنتی.

سه گرایش اصولگرا

سه گرایش موجود در اردوگاه اصولگرایی به شرح زیر است:

۱- غیر معتدلین: جبهه پایداری، جمعیت ایثارگران، جمعیت رهپویان.

۲- نو اصولگرا (میانه‌رو یا تحول‌خواه): گروه‌های وابسته به محسن رضایی، محمدباقر قالیباف و طیف وسیعی از فراکسیون رهروان با لیدری علی لاریجانی.

۳- سنتی: جامعتین (جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، جامعه روحانیت مبارز و حزب موتلفه) .

تبیین و پرده‌برداری از اختلافات ایدئولوژیک، راهبردی، تاکتیکی و تکنیکی میان هر یک از این گروه‌ها در این مقال میسر نیست اما با واکاوی و بازخوانی استراتژی‌های انتخاباتی پیشین این جناح می‌توان گفت که چانه زنی‌های درون گروهی برای اجماع وائتلاف کوتاه‌مدت برای پیروزی (و یا: جدایی پس از پیروزی) همواره در صدر نسخه‌های راهبردی سران این جناح بوده است. اصولگرایان سال ۹۰ و در انتخابات مجلس نهم با برگزیدن همین روش توانستند خلأ کادر رهبری تاثیرگذار و فقدان رقیب سیاسی (اصلاح‌طلبان و میانه روها) را پر کنند و در انتخاباتی یک سویه، اکثریت صندلی‌های سبز پارلمان را از آن خود کنند.

اگرچه اصولگرایان در انتخابات قبلی مجلس توانستند تدابیر احمدی‌نژاد برای مجلس را خنثی کنند اما خود آنها بهتر از هر کسی می‌دانند که با پیروزی حسن روحانی و بهبود فضای بازیگری سیاسی برای اصلاح‌طلبان، روزها و شرایط سخت‌تری را پیش روی خود دارند چرا که نه حسن روحانی، محمود احمدی‌نژاد است و نه اصلاح‌طلبان امروز، اصلاح‌طلبان آن انتخابات هستند که تصمیم به تحریم انتخابات گرفته باشند. آنها با درک این مسائل یقینا روند چانه‌زنی با یکدیگر را ادامه خواهند داد. چانه‌زنی‌ای که بی‌تردید میان دوگانه تندروها-سنتی‌ها خواهد بود. البته نواصولگرایان (میانه‌رو‌ها/ تحول‌خواهان) با وجود گلایه‌هایی که به کادر رهبری این جناح (جامعتین) دارند اما هرگز نشانه‌یی از تمایل‌شان برای ائتلاف با تندروها دیده نمی‌شود. بر همین اساس می‌توان گفت که نواصولگرایان تحول‌طلب با راهبرد عملگرایی بیشتر به اعتدال گرایان (طیف دولت) و اصولگرایان سنتی احساس قرابت دارند (احتمال ائتلاف میان این دو طیف وجود دارد). در این میان تندروها با توجه به شکستی که در انتخابات ریاست‌جمهوری داشته‌اند (رای ۱۱ درصدی سعید جلیلی در انتخابات) و اگاهی از علاقه اصولگرایان سنتی و اعتدالگرا (تحول‌خواه) برای رهایی از هزینه‌های تحمیلی آنان به گفتمان اصولگرایی و خستگی افکار عمومی از مانع تراشی‌های این گروه بر سر راه دولت منتخب مردم می‌دانند که موقعیت متزلزلی برای چانه‌زنی و تثبیت جایگاه فعلی خود دارند و بر همین اساس دست برتر از آن اصولگرایان اعتدال‌گرا (تحول‌خواه) و پس از آن اصولگرایان سنتی خواهد بود. بر اساس این موقعیت، تندروهای این جناح یقینا در این چانه‌زنی‌ها یا باید تن به بازی احمدی‌نژادی‌ها بدهند و یا آنکه برای داشتن حمایت دیگر اصولگرایان باید به آنان ضمانتی برای همسو شدن و ساز مخالف نزدن از این پس بدهند.

آشتی اصلاح‌طلبان با صندوق رای؛ چالش جدی اصولگرایان

البته در این میان زمین بازی تغییر اساسی کرده و به حضور جدی جناح رقیب – یعنی اعتدالیون و اصلاح‌طلبان – انجامیده است. در انتخابات قبلی مجلس، نیروهای رقیب در موقعیت فوق‌العاده ضعیفی قرار داشتند و عملا در انتخابات شرکت نکردند اما از انتخابات ریاست‌جمهوری، توده‌های اجتماعی اصلاح‌طلب همچون اصلاح‌طلبان با صندوق رای آشتی کرده و به تحولات انتخاباتی نظر مثبت و معتمدانه دارند. همین آشتی کردن اصلاح‌طلبان با صندوق رای چالشی بزرگ و پر دردسر برای اصولگرایان خواهد بود. بر همین اساس می‌توان گفت که اصولگرایان با وجود همه اختلافات می‌دانند که حیات گفتمان اصولگرایی و از دست ندادن موقعیت فعلی‌شان در مجلس باید تن به ائتلاف دهند چرا که عدم همگرایی و استمرار راهبردی غیر واحد می‌تواند دومین شکست را به آنان تحمیل کند. اصولگرایان برای فرار از شکست و استمرار پیروزی خود در انتخابات مجلس اگر بتوانند چانه‌زنی موفقی داشته باشند (تعیین سهم هر گرایش و پایبندی به قرارداد درون گروهی) شاید بتوانند ضعف وحدت تشکیلاتی، رهبری واحد و راهبرد یگانه را حل و فصل کنند. البته اضلاع مختلف این جناح هر چند در این سال‌ها با یکدیگر دچار اختلاف و تضاد بوده‌اند اما سابقه همکاری با یکدیگر در انتخابات مجلس را هم داشته‌اند.


تکلیف گرایش‌های مختلف اصولگرا برای انتخابات

به نظر می‌آید که برگزاری همایش دیروز اصولگرایان برای هماهنگی و مشخص کردن مسوولیت‌ها جهت رسیدن به یک عقد اخوت موقت (برای پیروزی بر اصلاح‌طلبان واعتدال‌گرایان) برگزار شده و این اقدام آنان، آغاز یک قرارداد درون گروهی جدید است. بر اساس این قرارداد هر گرایش این جناح با توجه به ابزار قدرتی که در اختیار دارد مسوولیتی را بر عهده خواهد داشت؛

۱- بسیج پایگاه اجتماعی توسط اصولگرایان غیر معتدل

۲- تامین هزینه‌های انتخاباتی و تعامل با حاکمیت توسط سنتی‌ها

۳- مدیریت مجلس آینده توسط تحول خواهان (نو اصولگرا یا میانه‌روها)

پر رنگ شدن نقش آیت‌الله مصباح‌یزدی در جناح اصولگرایی در حالی که شیخ محمد یزدی سکوت کرده آیت‌الله مهدوی کنی همچنان در کماست این فرضیه را تقویت می‌کند که محور اساسی چانه‌زنی‌های یک سال و نیم باقیمانده تا انتخابات مجلس در این جناح، بر سر تکرار ترکیب مجلس نهم خواهد بود. به این معنا که اصولگرایان میانه‌رو و سنتی برای عدم بسته شدن قراردادی میان احمدی‌نژادی‌ها و تندروها (پایداری، ایثارگران و رهپویان) تن به تقویت موقعیت آیت‌الله مصباح‌یزدی شده‌اند تا نشان دهند که با تمام توان قصد دارند تا آرایش فعلی مجلس نهم را برای مجلس دهم تکرار کنند. البته این درحالی خواهد بود که توافقی میان اعتدال گرایان-اصلاح‌طلبان با اصولگرایان تحول‌خواه بسته نشود که مفروض بر رخداد چنین اتفاقی، می‌توان پیش‌بینی کرد که صندلی تندروها در مجلس آینده به تعداد انگشتان یک دست نخواهد رسید و اصولگرایی به نواصولگرایی (عمل‌گرایی) تغییر ماهیت خواهد داد.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا