سرخط خبرهای سازمان

امان باطنی: اصلاح طلبان هنوز در دوره نقاهت سیاسی هستند

 گفت و گوی رییس کمیته آموزش و پژوهش سازمان عدالت و آزادی ایران اسلامی با ضمیمه شرق اصفهان
به نظر شما برگزاری همایش های اخیر اصلاح طلبان اصفهان چه پیامدها و چه دستاوردهایی را دربر داشت؟
اگر اجازه دهید با یک نگاه تحلیلی به این پرسش پاسخ دهم. در بحث های جامعه شناسی سیاسی می گویند اگر ما دو شاخص اعتماد به نفس مردم و اعتماد به حکومت را مبنا در نظر بگیریم، همیشه وضعیت جامعه را می‌توان در یک محور مختصات تعریف نمود: وقتی اعتماد به نفس مردم بالاست یعنی احساس می کنند می توانند کاری کنند و اعتماد به حکومت نیز بالا می رود و رفتارهای مردم رفتارهای مشارکت جویانه است. وقتی اعتماد به نفس مردم بالاست اما اعتماد به حکومت پایین می آید، رفتارهای مردم جنبش گونه است. وقتی اعتماد به نفس مردم پایینست و اعتماد به حکومت بالا ، رفتارهای مردم ، رفتارهای پیروانه ایست؛و در نهایت وقتی اعتماد به نفس مردم پایین است یعنی احساس می کنند هیچ کاری نمی شود کرد و هیچ اصلاحی کارساز نیست و از سویی اعتماد به حاکمیت هم پایین می آید، رفتارهای مردم، رفتارهای انزواگرایانه ای است. باید بگویم از مشروطه تا به حال جامعه ایران، بارها و بارها در این محور مختصات موقعیتش عوض شده اما اتفاقی که در سال ۹۲ افتاد این بود که با کمال خرسندی و در عین ناباوری جامعه ایران کاری کرد کارستان و در این محور مختصات مکان خود را به وضوح تغییر داد.اگر هم گشایشی می بینید حاصل همین کارستان است.همایش‌های اصلاح طلبان نیز در این راستا بسیار مغتنم و باعث خرسندیست، این همایش‌ها اعتماد به نفس را در عرصه عمومی بالا برده، نشاط سیاسی ایجاد کرده و این باعث شده جامعه سیاسی از مرحله کنش پذیری به مرحله کنش گری برسد اما هنوز راه زیادی تا وضعیت مطلوب پیش رو داریم. پیامدهای این همایش ها هم بیشتر به مقطعی و موضعی بودن آنها برمی گردد. چه آنکه بعضا انگیزه این همایش ها، صرفا دید و بازدید کنشگران سیاسی شده اما در پس این دید و بازدید ، انگار قرار نیست یک رفتار سیاسی تبدیل به نهاد سیاسی شود و ما شاهد غنی سازی سیاست ورزی باشیم.
به نظر شما آسیب ها و تهدیدهای موجود بر سر راه فعالیت احزاب اصفهان چیست و چه راهکارهایی دارد؟
این آسیب ها می توانند بروزمشکل سیستمی در برسازی نظام اعتمادی-اعتقادی در بیرون و درون تشکیلات باشند یا ازهرم معکوس پیدایش احزاب در ساخت سیاسی ایران و پدیده تحزب کوتاه مدت نشات گرفته و ریشه در شخصیت محوری احزاب و عدم هویت مستقل یا عافیت طلبی، فرصت طلبی و فقدان نگاه تشکیلاتی در احزاب باشد. البته فقدان ارتباط نظام مند احزاب با نهادهای مدنی و در هم کنش و اختلاط و عدم موالات امرسیاسی-اندیشه سیاسی-عمل سیاسی هم را می توان نام برد که اگر کمی دقیق تر تعاریف علوم سیاسی را پی بگیریم به سه مفهوم فوق می رسیم .اندیشه سیاسی می تواند انگیزه سیاسی و موتور محرکه تحزب باشد .این اندیشه در متن ساخت سیاسی ، امرسیاسی را تعریف می کند و عمل سیاسی نیز ناظر به فعالیت هایی ست که حول امر سیاسی شکل می گیرد . شواهد کافی حاکیست که در تمام جوامعی  که تحزب در آن ریشه دوانده و توسعه پایدار سیاسی حاکم  بوده هریک ازاین سه مفهوم جایگاه خاص خود را دارد و حوزه فعالیت یک نهادست . اندیشه سیاسی را نهاد دانشگاه و اندیشکده ها خلق می کنند و به بوته نقد و گفتگو می گذارند و در واقع برای جامعه پارادایم سازی می کنند . حول این پارادایم ، امر سیاسی شکل می گیرد . مطبوعات و جریده ها به امر سیاسی می پردازند و آن را در جامعه توزیع می کنند و احزاب حول امر سیاسی ، عمل سیاسی را پی ریزی می کنند. این یک چارچوب استاندارد در یک ساخت سیاسی توسعه یافته است . اما حقیقتی که هست با توجه به آنکه در ساخت سیاسی ایران و یا این ترتیب و توالی رخ نداده و یا درست اتفاق نیافتاده احزاب آنطور که باید در این مکانیسم درگیر نشده اند. اینست که می بینید بسیاری از احزاب هنوز تکلیفشان با خیلی از مفاهیم روشن نیست و شمار کسانی که سیاست  را از عمل سیاسی ، شروع کرده اند و با عمل سیاسی وارد دنیای سیاست شده اند بدون آنکه پشت آن عمل اندیشه سیاسی مشخصی باشد بسیار زیادست. امر سیاسی نیز در ایران با توجه به سیاست زدگی جامعه ایرانی و احزابش روزبروز گسترده تر شده و نوعی وضعیت کشسانی ایجاد شده و در نهایت به همان فقدان بنیادین عمل سیاسی منجر شده و به بی اعتمادی مردم انجامیده است.
لذاست که می بینید کلیت احزاب در ایران ، دچار همه یا بخشی از آسیب هایی که بحث کردیم هستند و تازه احزاب در اصفهان با توجه به مستقر نبودنشان در پایتخت سیاسی  دسترسی شان به اطلاعات روز ، نخبگان سیاسی و بازیگران اصلی سیاست تا حدودی مشکل است و با آسیب های دیگری علاوه بر آسیب های کلی احزاب دست به گریبان هستند .از طرفی مسئله محیط زیستی زاینده رود خواسته یا ناخواسته بر کنش های سیاسی در استان سایه افکنده و فکر می کنم وقت بخش عمده ای از جلسات شورای اصلاح طلبان را به خود تخصیص داده ، این مسئله در ذات خود بسیار نکوست اما در بلند مدت احزاب را از کارکرد اصلی شان دور خواهد کرد.
برای جبران این آسیب ها چه راهکارهایی وجود دارد؟
راهکارهایی که برای رفع آسیب های احزاب به نظر من می رسد اینست  که  فربه سازی نهادهای مدنی با کمک احزاب را دنبال کنند. اگر نهادهای مدنی ، کارکرد موثر خویش را در ساخت سیاسی بازیابند ، احزاب نیز در سایه اقناع شبکه حامیان خود ملزم خواهند بود با آنها ارتباط پویا برقرار کنند و این به نوعی به پالایش و بازخور اجتماعی مداوم احزاب کمک می کند و مانع موسمی و انتخاباتی شدن احزاب می شود .
همچنین غنی سازی اندیشه سیاسی توسط دانشگاهها و اندیشکده ها با ایجاد جریان گفتمانی لازم است. هنوز هم فکر می کنم اگر اندیشه سیاسی درست معرفی و تبیین گردد و به بوته نقد و بررسی گذاشته شود به تدقیق امر سیاسی و وضوح عمل سیاسی می انجامد . از دیگر سو شاهد بسط نظریه توطئه و بی تفاوتی فعال جامعه نخواهیم بود و تئوری مشارکت سیاسی جایگزین تئوری توطئه خواهد شد .
ضمن آنکه فرهنگ سازی عمومی برای رفتارهای جمعی و تشویق جامعه به کار جمعی و   کار بروی مقوله اخلاق و ترویج قضاوت های اخلاقی متعالی نیز ضروری است. اگر بتوانیم به قول فیلسوفانه کلبرگ ، قضاوت های اخلاقی منفعت گرایانه- خوبی یا بدی به خاطر جزا یا پاداش-  را کاهش داده و وجدانهای جامعه را بیدار کنیم؛ دیگر شاهد عافیت طلبی جمعی و فرصت طلبی حزبی نخواهیم بود.
 آیا برگزاری این همایشها به توسعه همه جانبه سیاسی اجتماعی و تشکیلاتی می انجامد ؟ چرا احزاب اصفهان به توسعه تشکیلاتی، ارائه تحلیل و تئوری  نمی پردازند ؟
به نظرمن برای توسعه همه جانبه  سیاسی، اجتماعی و تشکیلاتی باید کاری فراتر از همایش انجام داد. باید ارکان احزاب شکل بگیرد و هر رکن، کارکرد موثر خودش را انجام دهد. ما هنوزهم نمی خواهیم باور کنیم سیاست کار بلند مدتیست. کنش سیاسی، کنش پردامنه ایست. نیروی حزبی خوراک فکری می خواهد، تحلیل ناب می‌خواهد، صرفا دید و بازدید سیاسی هر از چندگاهی، بارش را بار نمی کند .ارکان احزاب باید در یک توزیع نقش مناسب هر یک فعال شوند. نگاه ما به سیاست باید کمی سیستمی تر باشد . کارکرد احزاب را باید فراتر از انتخابات و میل به قدرت دید که متاسفانه چنین نگاه هایی وجود ندارد لذاست که دغدغه هایی مثل توسعه تشکیلاتی و ارائه تحلیل و تئوری نیز بر روی زمین می مانند .
نقش آموزش در فعالیت احزاب اصفهان و به ویژه شورای هماهنگی اصلاحات چیست؟
یک تشکیلات می تواند و باید با آموزش، عیار کنشگری سیاسی را بالا ببرد و کنگشران منسجم و با ثبات قدمی تحویل جامعه سیاسی دهد . شورای هماهنگی اصلاحات نیز در اصفهان باید آموزش را جدی بگیرند، کنشگرسیاسی بدون آموزش، کنشگری خواهد شد که تا پایان عمر سیاسی می خواهد به آزمون و خطا ادامه دهد و این یک معضل است .
اتاق‌های فکر اصلاح طلبان چگونه فعالیت باید کنند ؟
اتاق‌های فکر اصلاح طلبان باید به زعم من به چند نکته دقت نظر داشته باشند:
سیاست، هنر ستیزو سازش است و تحلیل ها و عمل سیاسی را حول همین گزاره تعریف کنند.
علاوه بر آن اتاق های فکر اصلاح طلبان باید از کلیشه ها و انتزاعات سیاسی عبور کنند و هر از گاهی جغرافیای فکری پیشین را پشت سر بگذارند .چه اشکالی دارد وقتی با یک دست فرمان  و از یک مسیر به مقصد  نمی رسیم، مقصد دیگری را در نظر بگیریم. همچنین پدیده اصلاحات و اصلاح طلبی خود نیاز به آسیب شناسی فراوان دارد. اینکه آیا اصلاح طلبی و اصولگرایی هنوز هم پاسخگوی چینش نیروهای سیاسی در ایرانست، باید در اتاق های فکر اصلاح طلبان بحث شود .اینکه دموکراسی یا توسعه کدامیک نقطه عزیمت اصلاح طلبان باشد بسیار جای بحث دارد. ضمن آنکه  اصلاح طلبان پس از انتخابات ۸۸ دوره نقاهت سیاسی خود را طی می کنند، اینکه استراتژی آنها در این دوران و در آینده چیست اینها باید بحث شود. از طرفی اصلاح طلبان باید ببیند گفتمان آنها آیا پاسخگوی مسائل امروز جامعه ایران هست ؟ تکلیفشان با نسل جوانی که دچار آنومی یا هنجارپریشی شده چیست ؟ راهکارشان برای بهسازی پایه های اخلاقی جامعه چیست ؟اینها همه نکاتیست که باید در اتاق فکری اصلاح طلبان مورد بررسی قرار گیرد .

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا